ماهى بود كه از پس محاق برآمد 183 ر
ماهى بر خشك افتادن 86 ر
ماهى بر رمضا و سوسمار در دريا 31 پ
ماهى به قعر رود 20 ر
ماهى در ميان ستارگان 25 ر
ماهى كه آن را محاق نباشد 233 ر
ماهى كه در وى ذرهاى نقصان نديدند 94 پ
ماهى سقنقور برابر كافور بودن 78 ر
مباشرت منصب بر كسى متعين بودن 176 پ
مباشرت منصب بر وى متعين بود 101 ر
مبرز بودن 207 ر
مبسم ايام 195 پ
مبضع كارگر آمد 124 پ
متاع عنين 38 ر
متاع مرتفع از كاروان بگسلد 197 پ
متاقن و ملازم كسى بودن 212 پ
متانت ادب 224 ر
متجدد شدن 83 ر
متحركتر از آفتاب 151 ر
مترشح وزارت 130 ر
مترشح وزارت 42 پ
متزاوى و متساوى 27 ر
متشوف شدن 104 ر
متصرف تا زنده باشد ، كار او در افتانوخيزان باشد ، جز به مرگ چون شمع سوخته نشود 170 پ
متصرف چون درزى باشد ، روزى اطلس دوزد و روزى كرباس 3 پ
متصرفان فاضل 108 پ
متعبد بودن 194 ر
متغير راى شدن 91 پ
متكبرتر از غراب 63 ر
متكبر كمتر از سگ باشد 46 ر
متناسى بودن 59 ر
متناصر شدن 163 ر
متواضعتر از هدهد 63 ر
متوسط به سلامتتر است از منتهى 23 پ
متوفر بودن 101 پ
متوفى شد 101 پ
مثال عزل 72 ر
مثالهاى ايشان زيباتر از خرمن گل است 216 پ
مثالب ظاهر كردن 67 ر
مثانى و مثالث طرب 77 ر
مجال سخن يافتن 230 ر
مجال فراخ يافتن 179 ر
مجدهء روزگار به خلاف گذرگاه ماست 161 پ
مجرهء اقبال عنانش 178 ر
مجرى كه ماهى به قعر آن نرسد 64 پ
مجلس عالى 91 پ
مجهودى بجاى آورد 141 ر
مجهولان در حمايت خمول باشند 7 پ
محاسن مشكرنگ كافورشكل شدن 98 پ
محسود جهانيان شدن 153 پ
محض روح بودن 211 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 399
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٩٩