ما بلقم روستايى را خداوند خواندن 21 ر
ماتمگاه 51 پ
مادر جهان 224 ر
مادر جهان به وجود كسى عقيم بودن 101 ر
مادر سترون اميد منجب آمدن 25 پ
مادر فتنه منقطع شدن 227 پ
مادر فرزند را آنگه شير دهد كه خواهد 18 ر
ماه اگر بر زمين بودى ، چنان نيكو نبودى كه بر آسمان 131 ر
مار افسارا اغلب مار كشد 23 پ
مار به دست گرفتن 4 ر
مار بىدست و پا 69 پ
مار چون اژدها گشت مردمخوار گردد 90 پ
مار خرد بتر هلاك كند 9 پ
مار را پشت نرم بود ، لكن زهر افشاند 6 پ
مار را چون آخر كار باشد ، در راهگذر خوابگاه سازد 178 ر
مارزدگان بيداد را به مهرهء مار شفا دادن 201 ر
مار فنا دندان كار فرمود و شير قضا مخلب 205 ر
مال از وجوه معتاد طلب كردن 20 ر
مال جهان از در و بام درافتادن 109 ر
مال موافقه 172 ر
مالابدى 172 پ
ماليخوليا 106 پ
ماندنىتر بودن برهء مرده از برهء زنده 15 ر
ماندهتر از آببهآب بودن 80 پ
مانند غراب منتظر مرگ شتر بر ريش نشسته 116 ر
ماه از خورشيد نور گيرد 43 ر
ماه از ستاره با خيل و حشم باشد 106 ر
ماه از محاق و خسوف خبر ندارد 41 پ
ماه اقبال در محاق افتادن 205 ر
ماه اقبال كسى در محاق بودن 22 پ
ماه با روز رونقى ندارد 111 پ
ماه با ستارگان بود و خورشيد تنها 17 پ
ماه به كمال رسيده در نقصان افتد 97 ر
ماه چون سحرگاه برآيد ، ناقص باشد 91 ر
ماه در تاريكى باشد 117 پ
ماه در دامن نشايد گرفتن 9 ر
ماه دور از خورشيد بدر است و در روز نزديك خورشيد ، در محاق است 63 پ
ماه را از رعد خوفى نباشد 6 پ
ماه را غبنى نباشد كه آن را از خورشيد خسوف بود 72 پ
ماه علم در طشت ديدن 209 ر
ماه غواص در همهء آبهاى روشن 136 ر
ماه كامل را از خسوف بيم است ، و هلال را گزندى نباشد 23 پ
ماه هر دو روز و نيم برجى بپرد 48 پ
ماه يك بار در ثريا نزول كند 45 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 398
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٩٨