گرمگاه 95 ر
گرم و زحير گرفته 129 پ
گرو بستن 58 ر
گره بر پيشانى افگندن 59 پ
گره كارهاى بسته گشادن 206 پ
گره و بند فتادن 14 ر
گريبان چون دامن چاك كردن 164 پ
گريختن پرى از آهن 17 ر
گريختن سايه از كسى 19 ر
گزند رسيدن 21 پ
گزينهء سر سقط لطافت بود 122 پ
گشادنامه به دست دادن 227 پ
گل آغشته بيش از آنست كه به پيل برگيرند 62 ر
گل اقبال پژمردن 61 ر
گل اگرچه بريزد خوشبوى باشد 137 پ
گل اميد شكوفه گردانيدن 152 ر
گل برافشاندن 182 ر
گل بوى خوش دهد و زكام هم آرد 22 پ
گل به باد شكفته شود ، اما چون باد قوى باشد برگ بريزد 23 پ
گل تر و تازه باشد ، اما چون آن را بچشند تلخ باشد 150 پ
گل تر قابل نقش مهر باشد ، نه گل خشك 115 ر
گل تروتازهء زمستان 217 ر
گل خندان را گلاب گر بگرياند 84 ر
گل در مهد زرين نشست 139 ر
گلزار اقبال خار گشتن 117 پ
گل فضل پژمردن 210 پ
گل كه جهت گرماوه در گل ريزند 38 ر
گلگونهء صبح 99 پ
گل فشاندن 195 ر
گلى است كه پيرامن آن خار نيست 213 ر
گلوگير آمدن 92 ر
گليم سياه هركس را كه مىبينيم رويش چون بند قبايش پرچين است 215 ر
گنبد اخضر اعلا 187 ر
گنبد قوسى زينت روزگار 196 ر
گنبد نيلوفرى همواره جاهلان را بر عالمان مستولى دارد 166 ر
گنبد پيروزهگون 90 ر
گنج در ويرانه 35 پ
گنج شايگان 73 ر 231 ر
گندنا به اضافت پياز شود 34 ر
گندنا چون رفت بازآيد 3 پ
گندنا را هم جهت كارى كارند و پزند 9 پ
گنده پير را هلاك دست او رنجن است و ستارهها عقد ، روى روز و شب گيسو 34 پ
گنده پير زشت در جامه فاخر 51 پ
گنده پير شوهركش 140 پ
گورگچين و آراستن جنازه 54 پ
گور ملك جبار و گور آنكه مويش دستار و پوست جامه و خاك بستر و بالش بازو ، بر يك شكل بود 39 پ
گوش انتظار تيز كردن 144 ر
گوش و گردن زمانه به زيور نكايت او آراسته شد 210 پ
گوش و هوش 144 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 396
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٩٦