كيميا رايگان يافتن 210 پ
كيمياى سعادت 19 ر
گ گازر باران رحمت نتواند ديدن 144 پ
گازران وسخ را آب و آفتاب مساعدت نمىنمود 204 پ
گام از دام سيم در حس نهادى 170 ر
گاو خراس را خرقه بر چشم دوزند 67 پ
گاوى كه در وقت كشتن بيارايند 98 ر
گاورس پوسيده به پيمانه كمفروختن 31 پ
گدايى كه هر روز در سرايى باشد 37 ر
گرانبار بودن 82 ر
گرانبار منت شدن 159 پ
گرانتر از زمين 98 پ
گرانتر از لنگر كشتى 212 ر
گرانى جان در گوش ظاهر شدن 117 ر
گرانجانى 78 پ
گربه از فرط محبت ، فرزندان خويش مىخورد 40 پ
گربه پليدى خويش پنهان كند 36 ر
گربه در انبان به مردم مىفروخت 184 ر
گربه را وكيل در فرمودن 59 پ
گرچه ما از غفلت مستيم ، قدر هشيار است 26 ر
گرچه ما خفتهايم ، قضا بيدار است 26 ر
گرد پاى « آن » حوض ميگرديم 225 پ
گردن زدن در عز بهتر از بينى بريدن در مذلت 9 ر
گردن شير ستبر شدن 88 پ
گردنكش لشكرشكن 139 ر
گردن نرم داشتن 57 ر 219 پ
گردون اقبال كسى به خاك فرو بردن 202 ر
گردون افراختن 10 پ
گردون كبود جامه 169 ر
گردون كبودجامه بر وى خشكريش كرد 134 پ
گردون كوژپشت سالخورده 218 ر
گردون گردان 38 پ
گردون گردان اظهار سيرت خويش كرد 187 ر
گردون لاجورد 18 ر
گرگ آشتى 20 پ
گرگ بود كه شبان شد 194 پ
گرگ چون گرگ ديگر را جراحت رسد ، خونش مىخورد 112 پ
گرگ در زمستان فربه شود 204 ر
گرگ را از طلب مردار نشايد بازداشتن 59 پ
گرگ را دم زدن از گرسنگى بيشتر بود كه از سيرى 136 پ
گرگ عزيز مصر 20 پ
گرگ هرچند پيرتر شود ، بتر باشد 102 ر
گرگ همهء گوسفندان بيوهزن و درويش برد 145 ر
گرمايى خندانتر از قلم نيست 70 پ
گرمتر از داغ آتش 58 پ
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 395
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٩٥