دود از مطبخ آمدن 5 ر
دود برآوردن 75 ر
دود بلا به مغز رسيدن 202 پ
دود به روز شنيعتر باشد كه به شب 35 پ
دود دل درويشان بخار عود شد 207 ر
دود سقف خانه نسوزد ولى سياه كند 32 پ
دود سياه حال او توتيا گشت 106 ر
دود همواره بر بالاى آتش باشد 31 پ
دور فلك 40 پ
دور فلك اشارت تيغ اوست 227 پ
دور گردون 110 پ
دور گورخران 10 پ
دورى سهيل از ستارگان 17 ر
دوست كامى فرا صراحى دادن 13 ر
دوستى او خواب يك ساعت بودى 128 پ
دوستى عزيز 1 پ
دوستى و صفاى عقيدت با عروق و اعصاب ممتزج بودن 63 ر
دوك هر ساعت كسوتى بكند و يكى ديگر درپوشد 17 ر
دولاب گردون هروقت به شكلى ديگر مىگردد 165 ر
دولت اگر پايدار بود ، خلق شود 32 پ
دولت اين جهان مجاز است ، اگر به رايگان بخرند هم گران باشد 161 پ
دولت چون باد است ، باد را نشايد گردانيدن 26 ر
دولت چون باد است ، هروقت از جائى ديگر برآيد 129 پ
دولت چون رفت نه آوازى باشد كه آن را از مطرب بازخواهند 200 ر
دولت درفش كاويان 191 ر
دولت را افتان و خيزان بسيار باشد 77 ر
دولت گردندهتر از گوى ميدان است 27 ر
دولت مبارك 188 پ
دهان خشك و زبان لال 154 ر
دهانى كه از فواق باز شود ، نه از خنده 36 پ
دهل پرمشغله و ميانتهى 36 ر
ديدار باشد كه حدكار و كفشگرى تا كجا باشد 106 ر
ديدهبان و حافظ 205 ر
ديدهبان و خازن شدن 99 پ
ديدهء دولت را يرقان ديده او نرگس پديد آمد 178 پ
ديدهء روزگار دو بزرگ چنان نمىبيند 182 ر
ديدهء فضل 94 ر
ديگ برين سهپايه باستاد 34 ر
ديگ را از شحم حنطل چربى نباشد 36 ر
ديگ را تا زهمه برنگيرند خوشبو نشود 141 پ
ديگها را چون اطفال از آب و آتش دور داشتن 15 ر
ديوار بود كه در كنار او چه بود 33 پ
ديوار ضلالت زيروزبر كردن 208 ر
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٦٥