بر سگاليدن 53 پ
بر سوگوارى ايشان جز ابر و ميغ نگريد 214 پ
بر شكار لاغر رايگان غم خوردن 58
بر شكل متصوفه 63 پ
بر طريق فجات كشته شدن 180 پ
بر ظاهر چون آينه و در باطن چون مقراض 166 ر
بر ظاهر زاهد و در باطن گرگ 83 پ
بر عالمى كه چون برق خندد نه از شادى باشد و چون ابر گريد نه از دلتنگى ، چه اعتماد شايد كردن 218 ر
بر عطله بودن 131 ر
بر عمرى كه چون لاله يك روزه است ، چه اعتماد باشد 158 پ
بر فلك رفتن 5 پ
بر فلك علم ، از دانش او هزار خورشيد و ماه تابان بيش بود 195 پ
بر قاعده 159 پ
بر قدر وقب 75 ر
بر قطار بودن 224 ر
بر كار راست بودن 74 ر
بر كار نشست 97 پ
بر كارى شيدا شدن 176 پ
بر كسى ايالت تقرير كردن 194 ر
بر كسى دست يافتن 20 ر
بر كسى گل فشاندن 54 پ
بر كنار دريا برخاك تيمم كردن 14 پ
بركندن 2 ر
بر كوه دماوند باد بسيار گذرد 93 ر
بر گردن روزگار مرسله در شاهوار بود 170 پ
برگرفتن 145 پ
بر گستوان برافگندن 217 ر
بر گل ملك بلبلى خوشسرا نشست 88 پ
بر لب دريا آب فروختن و يخ به تحفه آوردن 175 ر
بر لب كوثر بودن 217 ر
بر مائده جز كرام الكاتبين نبودن 15 پ
بر مجلس علم متحلى بودن 146 پ
بر مغافصبت هلاك كرد 142 پ
بر مناصحت و مخالصت توفر نمودن 162 ر
بر منهاج ماندن 3 ر
بر مهتاب زلفين 150 پ
بر نام ايشان زمانه انگشت دو گوش نهد 18 پ
بر نام حمامه خرقه كردن 163 پ
بر نقش واقف بودن 5 ر
بر نمك جگر خوردن 27 پ
بر نيابت خرج كردن 108 پ
بر وجه حجت ستدن 8 پ
بر وجه نيكو حمل كردن 184 ر
بر ياد يكديگر مى خوردن 93 پ
برين خوان جز جگر مردم بريانى نيست 140 ر
برين خوان ، درين مهمانى ، تره بر حلوا مزيت دارد 37 ر
« برين » قلبتان اضرار نمود 187 پ
برين نمونه مصر شد 167 پ
برق دولت او طراز تاريكى شب جهان شد 143 پ
بردابرد او كم آمدن 201 پ
برد الورد باشد ، كه سود بيش كند كه
تاريخ الوزراء ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: نجم الدين ابو الرجاء قمى
ص٣٢٦