تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5920

مساهمون:

ص٥٩٢٠
و بدين سبب تمامى لشكريان آزرده‌خاطر شده ( از قتل سلطان حيدر پشيمان شدند . ) « 1 » و از اولاد امير اصلان افشار كه سال‌هاى دراز قلعهء او را محافظت كرده بودند ، اظهار آزردگى خاطر نموده ، و به سبب آنكه در وقتى كه در حبس بود آن جماعت خلاف ادب با او رفتار كرده و پاى دراز نزد او نموده بودند ، توقّع آن داشت كه امير اصلان به نفس خود به قتل فرزندان قيام نمايد . و امير اصلان از امراى معتبر الوس قزلباش بود و بجز خليل خان ديگرى در ميان الوس افشار كه از سى هزار خانه زياده‌اند ، مثل او نبود ، در اين اوقات تمام افشاريه به سعى او با خلفا و شمخال اتفاق نمودند و سلطان حيدر ميرزا را به قتل آورده بودند ، مطلقا به قتل فرزندان راضى نشده ترك سلطنت كرد و در گوشه [ اى ] بنشست . و به جهت وصول دولتخانه شاه اسماعيل ساعتى اختيار كرده بود . تا درآمدن آن وقت به خانه‌هاى خلفا كه بر كنار شهر بود ، نزول نمود . و خلفا نيكوخدمتى سابق را به حسن خدمات لاحق منظم ساخته آنچه داشت پيشكش كرد و به اعتماد خدمات خود توقع « 2 » زياده از حد داشت . اما شهنشه چه دانست كان ابلهان دليرند . چون شاهنشه در مقام استيصال خلفا « 3 » . . . « 4 » و پريخان خانم كه مادهء فتنه و سبب ويرانى تمام بود ، به خلاف متوقع چون به ديدن برادرآمد ، اصلا ملتفت نشد ، بلكه جمعى به محافظتش مأمور شدند . و مجملا از دوست و دشمن هيچ‌كس ايمن نماند . و خلفا ( بر مزد كفايت طالب ) « 5 » منصب وكالت شد ؛ چه ، به اعتقاد خود حقّى عظيم بر شاه اسماعيل ثابت كرده بود . اما چون قصد ولىنعمت‌زادهء خود كرده بود ، از آن فعل بجز پشيمانى نتيجه نيافت « و من اعان ظالما سلطه اللّه عليه » مصداق حال او شده هم در آن چند روز منكوب و مخذول شد . و سببش آنكه نخست در مقام قتل خواجه افضل تركه - كه از ابناى زمان به مزيد فضيلت و دانش ممتاز بود - شد ؛ چه ، به وقت شاه طهماسب ، خواجه افضل قاضى عسكر بود و در تصرف املاك يكى از اكابر قزوين منازع او شده بود ، و در حضور شاه به واسطهء احقاق حق سخنان درشت به او گفته بود . و خلفا در اين وقت فرصت يافته به بهانهء آنكه خواجه افضل با سلطان حيدر ميرزا [ 733 الف ] متفق بود ، در مقام قتلش برآمد . و خواجه به هرحيله كه بود در دولتخانه كه خانهء خلفا بود ، متحصن شده ، و سلطان احمد ميرزا ، ولد شاه طهماسب نزد شاه اسماعيل به درون حرمسرا رفته خبر فرار خواجه افضل و سعى خلفا در قتلش به عرض رسانيد . و شاه اسماعيل بيرون آمده خلفا را از آن عمل منع كرد ،
هامش
( 1 ) . م : مطلب ميان ( ) را ندارد . ( 2 ) . م : توقعات . ( 3 ) . متن فاسد و نامفهوم است . ( 4 ) . جاى دو سه كلمه بياض است . ( 5 ) . ق : مطلب ميان ( ) را ندارد .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5920 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى