و چون قصبهء بجور محل نزول همايون شد ، حكم شد كه جميع مردمى كه در ركاب ظفر انتساب آمدهاند ، نيم نيزه - كه به لغت هندوستان « برجه » گويند - به دست گرفته به دار الخلافه درآيند . و آن حضرت نيز نيزهاى به دست مبارك گرفته عازم مقصد شد . و چندان خلايق از كرّه و فتحپور به تماشا بيرون آمده بودند كه مثل آن مجمعى كم نشان دادهاند .
و آن حضرت به عظمت و حشمتى كه قبل از آن و بعد از آن به نظر بينندگان درنيامده و نخواهد آمد ، به مستقر حكومت درآمد . و اين يورش از رفتن و آمدن و رفع مخالفان و سرانجام مهمات جاگيرداران ، به چهل و سه روز كشيد . « 1 » و مثل اين امرى از ابتداى آفرينش تا حال در كتب و تواريخ به نظر درنيامده است ؛ چه ، از آگره و فتحپور تا احمدآباد از پانصد كروهى شرعى مسافت زياده است .
و به وقت توجه آن حضرت در احمدآباد و گجرات قريب به پنجاه هزار سوار مخالف تمام يراق موجود بود و به وقت رسيدن آن حضرت زياده بر سه هزار در ركاب ظفر انتساب جمع نشد . و فى الحقيقه همان صد سوار كه در ركاب ظفر انتساب بودند ، توفيق اين فتح يافتند .
و در بيست و پنجم جمادى الآخر اين سال سنت ختان حضرت شاهزادگان به فعل آمد . و راجه بكونداس و جمعى كه به كوهستان ايدر و كونبل مير درآمده بودند ، اكثر ولايات را از مخالفان صافى كردند . و راجهء نرانيداس ، راجهء ايدر ، اظهار متابعت كرده امرا را استقبال كرد .
و امرا مقضى المرام متوجه درگاه شده به آستانبوسى رسيده نوازش بسيار يافتند .
و هم در اين سال راجهء تودرمل جميع گجرات را مسخر نموده « 2 » به درگاه آمد و به اتفاق لشكر خان عازم جونپور « 3 » شد كه منعم خان خانخانان را با لشكر آن صوبه به دفع افغانان كه بنگاله و بهار را در تصرف دارند روانه نمايد . و همت خسروانه اداى قروض شيخ محمد بخارى كه در يورش اول گجرات شهيد شده بود و سيف خان كوكه كه در اين مرتبه شهادت يافته بود ، نمود .
و در شانزدهم شوال اين سال آن حضرت به عزيمت زيارت خواجه معين الدين « 4 » ديگر باره عازم اجمير شد . و در آن مزار متبركه در يك شب يك لك روپيه به فقرا و مستحقان تصدّق شد .
و روز ديگرش شاهزاده عالميان سلطان سليم ميرزا را در آن مقام متبركه به طلا و [ 726 الف ] و نقره و اقمشهء نفيس وزن كرده ، مجموع آن نقد و جنس را به ارباب استحقاق دادند . و رايات همايون عازم مراجعت گشته ، در هفتم ذيحجّهء همين سال فتحپور محل نزول موكب منصور شد .
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : « مجموع آمدن و رفتن به يك ماه و نيم ماه نكشيد . »
( 2 ) . م : مشخص ساخته .
( 3 ) . ق : جانپور .
( 4 ) . م : + قدّس سرّه .