ذكر وقايع سنهء نهصد و هشتاد و دو هجرى ، [ موافق سال نهصد و هفتاد و دوم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]
آنچه در ايران در اين سال سانح شد اين است كه شاه طهماسب وزارت ممالك ايران را به سيد حسن فراهانى و خواجه جمال الدين على تبريزى به شركت تفويض نمود . و ميرزا شكر اللّه اصفهانى به منصب استيفا سرافراز شد . و كار او به واسطهء رشد و كاردانى به كمال استقلال رسيد و روزبهروز ترقى كرده صاحب اختيار ايران شد .
و در اين سال در اكثر ممالك ايران زلزلهاى عظيم شد ؛ به تخصيص در كاشان . چنان كه اكثر منازل آن شهر شكست و بعضى از ديوارهاى حصار بيفتاد . و نزديك يك فرسخى شهر موضعى است فين نام كه قريب به سه هزار خانهء معمور در او بود . و در آن موضع چشمه [ اى ] عظيم است كه از يك سنگ بيرون مىآيد و چهار آسيا بر آن آب داير است . و مسافران ربع مسكون مثل آن چشمه كمتر نشان مىدهند . و مدار زراعات و باغات كاشان بر آن آب است . و جميع مردم كاشان به وقت گل در آن موضع به سر مىبرند . القصه در اين زلزله آن موضع بالتّمام ويران شد و هركه در آن موضع بود هلاك شد .
و از عجايب اتفاقات آنكه در آن ملك رسم است كه چون موسم پنبه چيدن مىرسد ، هر روز رعايا به زمين پنبهزار يكى از رعيت رفته به اتفاق پنبهء آن زمين را جمع مىآورند . و آن مجمع را سبب نشاط و انبساط مىدانند . در اين وقت اكثر رعايا به صحرا رفته به پنبه چيدن مشغول بودند و هركس در خانه بود هلاك شد .
هامش
( 1 ) . ق : سنهء نهصد و نود و دويم .
( 2 ) . م : 982 .