تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5891

مساهمون:

ص٥٨٩١
حسين ميرزا اقدام نمود و سرش را در پاى سمند دولت آن حضرت انداخت . و اختيار الملك به وقت فرار از لشكريان جدا شده به زقوم‌زارى « 1 » رسيد و سهراب نام تركمانى او را شناخته ، سر در پيش نهاد . به حسب اتفاق اختيار الملك به وقت جهانيدن اسب از زقّوم بر روى زمين افتاد . سهراب نام خود را به او رسانيده « 2 » خدمتش را به قتل رسانيد و سرش را دست‌آويز كرده به درگاه آمد و نوازش يافت . و خان اعظم و قطب الدين خان و بازبهادر و نورنگ خان و ديگر امراى گجراتى بعد از اين وقايع به سعادت زمين‌بوس رسيده ، مراسم تهنيت به جاى آوردند و به عواطف خسروانه سرافراز گشتند . و رايات نصرت آيات مقرون فتح و ظفر به عظمت هرچه تمام‌تر به شهر احمدآباد درآمد و در منازل حكام آنجا نزول اتفاق افتاد . « 3 » و فتح‌نامه‌ها به اطراف و اكناف عالم روان شد . و سر محمد حسين ميرزا و اختيار الملك را به آگره و فتح‌پور برده بر دروازه آويختند . و قطب الدين [ محمد ] « 4 » خان با پسرش نورنگ خان به بروج و جانپانير به دفع شاه ميرزا كه به آن طرف گريخته بود رفتند . و شاهقلى خان محرم و لشكر خان مير بخشى و راجه بكونداس از راه ايدر به ميان ولايت رانا اودى سنك زميندار چيتور و كل مير حسب الحكم درآمدند . و مير محمد خان ، حاكم پتن شد . و وزير خان به دواجه و بدوقه رفت . و خواجه غياث الدين على [ قزوينى ] مير بخشى به واسطهء نيكوخدمتىها در اين يورش به خطاب « آصف خان » امتياز يافته ، سرانجام مهمات گجرات به اتفاق خان اعظم معيّن شد . و رايات نصرت آيات مقرون فتح و ظفر عازم معاودت گشت . و در نواحى سروهى محمد صادق خان با جمعى از لشكريان به تأديب مفسدان و متمردان آن نواحى رفت . و ناگور و اجمير و ميرته به جاگير محمد صادق خان مقرر شد . و روز چهارشنبه ششم « 5 » جمادى الثانى نهصد و هشتاد و يك اجمير محل نزول اجلال شد . و اردوى بزرگ به تأنى كوچ كردن گرفت . و آن حضرت به ايلغار عازم دار الخلافه شد . و راجه تودرمل كه به موجب فرمان متوجه گجرات بود ، در اثناى راه به سعادت زمين‌بوسى رسيده حسب الحكم به تحقيق جميع « 6 » گجرات كه به تازگى مسخر شده بود ، رفت .
هامش
( 1 ) . م : زقوم دارى . ( 2 ) . عبد القادر بدائونى صحنهء مواجههء سهراب بيگ تركمان با اختيار الملك را اين‌گونه به تصوير كشيده . او مىنويسد وقتى سهراب بالاى سر وى رسيد ، اختيار الملك گفت « اى جوان تو تركمان مىنمايى و تركمانان غلام مرتضى على و دوستداران او مىباشند . من سيد بخارىام . مرا بگذار . » سهراب بيگ جواب داد « من تو را چون مىگذارم ؟ تو اختيار الملكى . من تو را شناخته ، سرگردان از دنبال تو شده‌ام . » - منتخب التواريخ ، ج 2 ، ص 170 . ( 3 ) . منتخب التواريخ : « پنج روز در منزل اعتماد خان توقف واقع شد . » ( 4 ) . افزوده از منتخب التواريخ . ( 5 ) . منتخب التواريخ : سوم . ( 6 ) . م : جمع .