چنان كه قريب به ده هزار خانوار اطراف قلعه را در ميان گرفتند . و خاطر شاه طهماسب به واسطهء افشاران از محافظت ذات اسماعيل ميرزا جمع شد . و به واسطهء خليفه انصار از مخالفت و فرار اسماعيل ميرزا از قديم مطمئن خاطر گشت .
و در ميان قزلباش اختلاف پيدا شد . جمعى حيدرى و جمعى اسماعيلى شدند . و چون والدهء سلطان حيدر ميرزا كه سلطانزاده خانم نام داشت ، خواهر عليخان بيگ بود كه يكى از زمينداران معتبر گرجستان است ، تمام گرجيان با سلطان حيدر ميرزا متفق شدند و خانپرور خانم كه مادر امامقلى ميرزا بود ، با والدهء سلطان حيدر ميرزا از يك ولايت بودند ، و زال و داوود و طهماسب قلى كه خالويان امامقلى ميرزا بودند ، نزد شاه طهماسب به غايت معتبر بودند ، و فى الواقع جوانان مردانه بودند ، با سلطان حيدر ميرزا متفق شدند . و والدهء سلطان مصطفى ميرزا كه زهرهء باقى « 1 » نام داشت ، گرجى بود . و سلطان حيدر ميرزا به واسطهء اتفاق اين جماعت به غايت قوى شد . و صدر الدين خان ولد معصوم بيگ صفوى نزد حيدر ميرزا معتبر شد . و تمام صفويان به او متفق گشتند .
و پريخان خانم ، دختر شاه طهماسب كه شاه او را به غايت عزيز مىداشت و مدار قطع و فصل مهمّات ايران به وقتى كه شاه در حرم بودند [ 718 الف ] بر او بود ، بر سلطان حيدر ميرزا رشك مىبرد . و مادر پريخان خانم كه سلطان آغا خانم نام داشت ، خواهر شمخال بود كه از زمينداران معتبر چركس است . و چون اكثر خادمان حرم شاهى گرجى و چركس بودند به واسطهء آنكه در تمامت ايران بلكه ربع مسكون ، به حسن ايشان كسى نمىباشد ، دو طايفه شدند .
و جمعى كه گرجى و چركس نبودند به دو فرقه شدند . برخى به پريخان خانم و بعضى به والدهء سلطان حيدر ميرزا اتفاق نمودند . و فتنهاى عظيم در ايران پديد آمد .
مهربان باجى كه از او محترمترى « 2 » در خدمت شاه نبود ، رعايت طرفين مىنمود . و سلطان محمود ميرزا كه للهء او سلطان ارس روملو بود ، با تمام الوس روملو با پريخان خانم متفق گشت . و سلطان على ميرزا كه للهء او يوسف بيگ زياد اغلان قجر ، حاكم گنجه و بردع بود ، با سلطان حيدر ميرزا اتفاق نمود . و والدهء سلطان حيدر به حسن خلق اكثر معتبران خدم شاهى را با خود متفق گردانيد . و سلطان آغا خانم مادر پريخان خانم كه به غايت بدخوى و تبهكار بود ، باعث تنفر خاطرها از دخترش مىشد . و پريخان خانم كه به غايت عاقل بلكه مكار و حيلهگر بود ، در تسلى خاطرها سعى بىنهايت مىكرد .
و وزرا نيز دو فرقه شد . ميرزا سليمان و شاه غازى مستوفى و جمعى به پريخان خانم
هامش
( 1 ) . م : زهره ثانى .
( 2 ) . م : محرمتر .