تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5855

مساهمون:

ص٥٨٥٥

ذكر وقايع سنهء نهصد و هفتاد و هفت هجرى [ موافق سال نهصد و شصت و هفتم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]

سوانح ايران در اين سال اين است كه قبل از اين مذكور شد كه شاه طهماسب ، اسماعيل ميرزا ، پسر خود را كه در هرات بر وفق رضاى پدر معاش نمىكرد ، در قلعهء قهقهه محبوس ساخت و حبيب بيگ استاجلو ، كه عمّ حسين بيگ يوزباشى بود ، به محافظت او مأمور شد . و چون آن قلعه بجز يك راه ندارد محافظان همان راه را ضبط مىنمودند . و ميرزا اسماعيل در ديگر محال قلعه سير مىكرد ، و كسى مزاحم او نمىشد . و جمعى از صوفيان صفوى از ولايت روم و اطراف ممالك آمده در پايان قلعه به لباس قلندران ساكن شدند . و ميرزا از بالاى برج به نظر ايشان درمىآمد . و چون علماى عراق و خراسان به عرض شاه طهماسب رسانيده بودند كه « زرى كه در خزانه جمع مىشود ، هرگاه مسكوك باشد زكات مىبايد داد و اگر غير مسكوك باشد ، زكات واجب نمىشود . » آن حضرت حكم فرمود كه زر بسيار را از طلا و نقره شكسته خشت سازند . و خشت‌هاى طلا و نقره را خزانه‌داران به قلاع فرستادند . از آن جمله چند خشت به قلعهء قهقهه نيز برده بودند . و اسماعيل ميرزا كه در قلعه بود ، نوبتى به وقت سير قلعه چشم بر اين خشت‌ها افتاد . شبى چند كس [ 717 ب ] از مخصوصان خود را فرستاد كه چند خشت از آن جمله متصرف شدند و از بالاى برج پايان انداخته به وسيلهء يكى از صوفيان به اردبيل بردند كه جمعى
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و هشتاد و هفتم . ( 2 ) . م : 977 .