تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5839

مساهمون:

ص٥٨٣٩
ايلچى بود ؛ چه ، در مملكت روم جانور شكارى كم است . و شاه قلى سلطان كه از امراى قديم بود و خزانهء بسيار داشت ، با چهارصد سوار كه اكثر اسبان ايشان زين طلا و نقره داشت متوجه روم شد . و قريب به پنجاه هزار تومان عراق كه بيست و پنج لك روپيه باشد ، شاهقلى سلطان از اندوخته‌هاى سال‌هاى دراز در اين سفر صرف نموده [ 713 ب ] چنان كه پيش از آن و بعد از آن هيچ‌كس مثل او به ايلچيگرى نرفت . و چون به ابتداى مملكت روم رسيد ، هركس از حكام مملكت روم كه به ديدن او آمدند اسب با زين طلا سوار به منزل خود مراجعت نمود . و از هيچ‌كس در مملكت روم چيزى قبول نكرد . و با آنكه با لباس قزلباشان تا آن غايت كسى به مملكت روم نرفته بود ، تغيير لباس ناكرده همچنان تاج‌پوش با جميع مردم خود به اسلامبول رفت . وزير اعظم دو كلمه در باب او به معصوم بيگ ، وكيل شاه نوشته بود كه « غرض از فرستادن ايلچى به اين تجمّل چيست ؟ اگر اظهار سامان و سرانجام است معلوم كه سيصد سوار اگر همه غرق طلا و جواهر باشند از ولايت روم چه نمايد ؟ و اگر غرض پرسش بوده ، ده سوار با شاهقلى سلطان كافى بود . و از فحواى همين كتابت ظاهر است كه از زيب و زينت ايلچى در پيچ و تاب بوده‌اند . » و قيصر نيز در مقام رعايت ايلچى درآمده او را خرم و خوشحال رخصت كرد . و تحف و هداياى مصر و شام و روم و فرنگ مصحوب او ارسال داشت . و قواعد محبت بيشتر از عهد سلطان سليمان استحكام يافت . و هم در اين سال قيصر ولد رشيد خود سلطان مراد را به فتح ولايت قبرس كه تا آن وقت در تصرف فرنگان بود ، فرستاد . قيصرزاده اكثر آن ولايت را مفتوح ساخته قلعهء قبرس را محاصره نمود . و ايام محاصره امتداد يافت . و در اين سال پير محمد خان ، حاكم بلخ فوت شده ، دين محمد ، پسرش به جاى او حاكم شد و اكثر مملكت ماوراء النهر در تصرف عبد الله خان ، ولد اسكندر خان بود . و اسكندر خان از سلطنت بجز آنكه خطبه به نام او بود چيزى نداشت . و عبد الرشيد خان در كاشغر به واسطهء مشغولى عبد الله خان و اولاد براق كه حاكم تاشكند بودند ، با يكديگر به فراغت مىگذرانيد . و آنچه در اين سال در سواد اعظم هندوستان روى نمود اين است كه چون خاطر مبارك حضرت اعلى از جانب خان زمان و بهادر خان فارغ شد و جونپور محل نزول موكب منصور گشت ، كس به طلب منعم خانخانان به آگره رفت و خانخانان به تعجيل به اردوى ظفر قرين ملحق شد و به حكومت و دارايى محالى كه به خان زمان تعلق داشت منصوب شده به نهايت
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5839 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى