و روز ديگر كه دوشنبه غرهء ذيحجّهء اين سال بود ، آن حضرت در مقام تسويهء صفوف درآمد . مجنون خان قاشقال به ضبط برانغار تعيين يافت . و آصف خان بر ميسره حاكم شد . و بابا خان قاشقال با خويشان و . . . « 1 » به تيراندازى تعيين يافتند . و چند قشون مكمل در ركاب ظفر انتساب به قول توقف نمودند ، كه از هرطرف به كمك احتياج افتد به آن طرف متوجه شوند . و آن حضرت از كمال شجاعت در اين روز بر فيل بالسندر « 2 » سوار شد . و ميرزا عزيز كوكه را نيز بر همان فيل سوار كرد . و به اين مرتبه او از امثال و اقران درگذشت .
و مخالفان با آنكه از صداى كوس و كوركه « 3 » و نفير و نقاره و غلغله در ملكوت افتاده بود ، هنوز باور نمىكردند كه آن حضرت به نفس نفيس به لشكر منقلاى همراه شده باشد ، بلكه مقدمات جنگ را از تجلّد و تهور آصف خان و مجنون خان خيال مىنمودند . و بعد از آنكه از شكوه لشكرهاى آراسته و فيلان كوه توان محقق شد كه آن حضرت رسيده است ، دانستند كه جان بردن محال است ، از روى اضطرار حركت المذبوحى آغاز كردند ، و صفها راست كرده ، جمعى را به مقابل بابا خان قاشقال فرستادند .
و بابا خان كه تكيه بر قوت روزافزون آن حضرت داشت در حملهء اول مخالفان را از جاى برداشت و تا صف عليقلى خان برد . و يكى از گريختگان از غايت اضطراب بر عليقلى خان [ 712 ب ] خورده ، دستار از سر عليقلى خان بيفتاد . « 4 » و بهادر خان بر بابا خان حمله آورد و لحظهبهلحظه برادرش او را كمك مىفرستاد . بدين جهت بابا خان طاقت نياورده به طرف مجنون خان روان شد . و بهادر خان به تعاقب او در ميان افواج غوطه خورد . و اگرچه بهادر خان جوانى مردانه بود و در تردّد تقصير نمىكرد ، اما شآمت كفران نعمت شامل حالش شده اسبش به زخم تيرى از پا درآمد . و بهادران لشكر منصور چون او را پياده يافتند ، بر سر او هجوم آورده نظر بهادر نام شخصى او را دستگير كرد و رفيقان بهادر خان شكسته سلاح و گسسته كمر روى به گريز آوردند .
و حضرت اعلى در اين وقت به عزيمت آنكه به نفس مبارك حمله آورد ، بر اسب سوار شد . و عليقلى همچنان بر جاى خود ايستاده از حال بهادر خان استفسار مىنمود و از خود غافل بود ، كه مقدمهء لشكر قلب به صف او نزديك شد . و فيلان جنگى كه پيشپيش موكب منصور بودند بر فوج مخالف حمله آورده سنگ تفرقه در ميان ايشان انداختند . و از اطراف و جوانب لشكريان منصور نزديك آمده مخالفان را در ميان گرفتند و جنگ صعب شد .
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا است .
( 2 ) . منتخب التواريخ : سندر .
( 3 ) . كوركه : طبل بزرگ .
( 4 ) . منتخب التواريخ : « دستار از سرش پريده به جاى كمند در گلو بند شد . »