بيگ ، ولد ولى بيگ ذو القدر را كه به بيرام خان نسبت قرابت داشت و به وقت بيرام خان و بعد از او هميشه نيكو خدمتىها از او به وقوع آمده بود ، تربيت فرموده به حكومت ناگور و آن محل تعيين فرمود . و جمعى از امرا به كمك او مقرر شد و به استمالت بر تقصير ندامت ميرزا شرف الدين حسين به اخراج و قتل او با وجود اصرار بر مخالفت مأمور شده متوجه آن صوبه گشت ، و احمال و اثقال و كوچ و اروق خود را مصحوب احمد بيگ و سكندر بيگ كه خويشان و نزديك [ ان ] او بودند ، به قلعهء حاجىپور فرستاد .
و ميرزا شرف الدين حسين چون از توجه لشكر ظفر اثر اطلاع يافت ، قلعهء اجمير را به ترخان ديوانه كه نوكر او بود ، سپرد و به طرف جونپور رفت . و حسينقلى خان آن قلعه را محاصره نمود . و ترخان پايان بيرون آمده قلعه به تصرف حسينقلى خان درآمد و به مردم معتمد سپرده شد . و لشكر ظفر اثر عازم جونپور گشت . و ميرزا شرف الدين حسين چون به جالور رسيد چند روز در جالور توقف نمود . و در آن ايام شاه ابو المعالى به جالور آمد .
و تفصيل احوال شاه ابو المعالى آن است كه چنان كه مذكور شد در دهلى محبوس شد .
نوبتى از محبس به واسطهء غفلت محافظان كه مردم شهاب خان بودند بگريخت . و بعد از تفحص بسيار گرفتار گشت . و شهاب خان از محافظت او به تنگ آمده گناه او را از حضرت اعلى درخواست نمود . و آن حضرت با آنكه بر بدنيّتى او اطلاع داشتند ، از كمال مكرمت جبلى او را مرخص ساختند كه به هرجا كه خواهد رود . و شاه ابو المعالى بعد از خلاصى به مكه رفت و مدتى آنجا بود . در اين وقت مراجعت نمود و دچار ميرزا شرف الدين حسين - به واسطهء آنكه جنسيت علت ختم است - شد ؛ چه ، هردو در فتنهانگيزى و بىعاقبتى عديل و نظير بجز يكديگر نداشتند . و بعد از مشورت - چنان كه گفتهاند ، بيت :
زن از زن چو در مشورت يافت كام * گرفت افعيى ز افعى [ ى ] زهر وام -
قرار يافت كه ابو المعالى با جمعى به قصد اروق حسينقلى خان به حاجىپور رود ، و بعد از آن متوجه كابل گردد . و به موجب قرارداد او و جمعى از نوكران ميرزا شرف الدين حسين همراه ابو المعالى به آن طرف رفتند . و چون به حوالى قلعهء حاجىپور رسيدند ، معلوم شد كه احمد بيگ و سكندر بيگ دفع او را آمادهاند . لاجرم به طرف ناركول كه از حاكم وجود خالى بود - رفته ، ضابط آن پرگنه مير گيسو را كه در خواب غفلت بود و خزانه كه در آن پرگنه بود ، به دست آورد و بر مردم اطرافى كه نزد او جمع آمده قسمت نمود .
و حسينقلى خان چون آگاه شد كه شاه ابو المعالى به قصد اروق رفت ، اسماعيل قليخان ، برادر خود و محمد صادق خان را به ايلغار به تعاقب او فرستاد . و ايشان در نواحى حاجىپور