ذكر وقايع سنهء نهصد و هفتاد هجرى [ موافق سال نهصد و شصتم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]
در اين سال جعفر بيگ كنگرلو كه از جانب شهريار ايران به روم به ايلچيگرى رفته بود ، با الياس بيگ ، حاكم قراچرون ايلچى قيصر به درگاه شاه آمد و تحف و هداياى بىقياس از نقد و جنس كه خواندگار فرستاده بود به نظر اشرف درآوردند . از آن جمله صد سر اسب با زين مرصّع و جلهاى زربفت مخمل بود و پانصد هزار اشرفى « 3 » كه پانزده لك روپيه باشد ، نقد آورده بودند ، و اقمشه و امتعهء روم و مصر و شام و فرنگ از حساب و شمار بيرون بود . و يك لعل به وزن چهارده مثقال كه به دوهگزى مشهور است نيز آورده بود .
راقم حروف از حضار مجلس بود . در آن روز كه ايلچى ملازمت كرد ، نخست در ميدان سعادت جميع لشكر قزلباش با لباسهاى فاخر خود را زينت داده صفهايى آراستند ، و در ميان ميدان صفّه [ اى ] عالى مرتب ساخته سايبانهاى تكلف برپا كردند . و شاه طهماسب با چند كس از مقربان به ميان ميدان درآمد ، كه معصوم بيگ صفوى وكيل و مير سيّد شريف شيرازى وزير و عيسى خان پسر لوند كه در آن روز در كمال زينت بود ، چنان كه قيمت لباس و زين اسب او از سه لك روپيه زياده بود و بر سر تاجش ( لعلى ) « 4 » به غايت گرانبها ؛ چنان كه شعاع آن از دور به نظر درمىآمد تعبيه كرده بودند . و شمشير مرصعى كه در ميان داشت و زين مرصع و طبل باز مرصع و كمر و خنجر مرصع او با الماس و جواهر گرانبها ترصيع يافته بود . و شاه نعمت الله يزدى و قورچىباشى و سه كس ديگر از امراى سرحد و آقا ملّا و مير محمد
هامش
( 1 ) . ق : سنهء نهصد و هشتادم .
( 2 ) . م : 960 .
( 3 ) . ق : قرشى .
( 4 ) . م : ندارد .