تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5754

مساهمون:

ص٥٧٥٤
روم با يكديگر در مقام نزاع و جدال‌اند . و متعاقب عرضه داشت شاهقلى سلطان ، حاكم ايروان و چخور سعد به درگاه آمد كه عليقلى چاوش باشى سلطان بايزيد ، ولد قيصر ، با كتابت سلطان بايزيد به درگاه مىرسد . و بعد از وصول مضمون كتابت ، طلب پناه و مأمن نمود ؛ چه ، در ماسين « 1 » سلطان بايزيد از پاشايان كه به حكم خواندگار به جنگ او آمده بودند شكست يافته بود ، و هنوز جواب كتابت نرفته از غايت اضطرار به ولايت شاهى درآمد . و شاهقلى سلطان ، حاكم چخور سعد به مراسم مهماندارى قيام نموده حقيقت به درگاه اعلام نمود . و همان لحظه حسب الحكم حسن بيگ يوزباشى و آقابالا با تحف و هداياى بىقياس از نقد و جنس به استقبال او رفتند . و حكم شد كه حكام ولايات به قدر مقدور در لوازم مهماندارى سعى نمايند . و به جهت زيادتى اهتمام يكى از نزديكان در هرمنزل معين شد كه اگر حاكم آن ولايت از مهماندارى چنان كه بايد عاجز آيد ، از سركار شاهى ما يحتاج سرانجام نمايند . و به موجب فرموده به فعل آمده سلطان بايزيد به اعزاز تمام متوجه قزوين شد .
هامش
( 1 ) . اين موضع در روضة الصفويّه ( ص 551 ) و تاريخ شاه طهماسب ابن محمود ( ص 99 ) به صورت « ياسين » و در احسن التواريخ روملو به صورت « ماسين » ضبط شده است .