تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5755

مساهمون:

ص٥٧٥٥

ذكر وقايع سنهء نهصد و شصت و هفت هجرى [ موافق سال نهصد و پنجاه و هفتم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ] موافق سال پنجم الهى

احوال شهريار ايران در اين سال اين است كه سلطان بايزيد ، پسر قيصر روم كوچ‌بركوچ با ده دوازده هزار كس كه اكثر اسبان عربى داشتند ، متوجه قزوين شد و از جانب خواندگار سنان پاشا و از طرف سلطان سليم ، ولد خواندگار ، دوراق بيگ به ايلچيگرى آمده بود ، معروض داشتند كه « قبل از اين به وقتى كه فرخزاد بيگ به ايلچيگرى آمده بود از جانبين سخنان صلح گفته شده بود . اكنون ما بر همان عهديم . از آن جانب نيز مىبايد كه عهد سابق منظور باشد . » « 3 » و چون سلطان بايزيد به حوالى قزوين رسيد ، تمامى امرا و اركان دولت به موجب حكم به استقبال رفته او را در عصر چهارشنبه بيست و يكم محرم به اعزاز بسيار به شهر درآوردند و در ميدان سعادت‌آباد قزوين با شهريار ايران ملاقات كرد . و به وقت ملاقات قريب به ده هزار كس از مردم روم كه اكثر تمام سلاح بودند ، به سلطان بايزيد همراه بود . شاه طهماسب با قورچى باشى و قورچى تير و كمان و چندى از خدمتكاران نزديك در ميدان او را استقبال كرد و به وقت معانقه خاطر امراى ايران كه بر كنارهء ميدان ايستاده بودند ، به
هامش
( 1 ) . ق : سنهء 977 . ( 2 ) . م : 967 . ( 3 ) . روضة الصفويّه ( ص 551 ) : « سنان پاشا چاشنى گير - كه سابقا در سرحد ارزنة الرّوم به دست غازيان رستم توان افتاده بود و بنابر وقوع مصالحه از قتل نجات يافته بود - با خسرو پاشا ، حاكم وان و على آقا چاوشباشى به رفاقت ولى بيگ يساول باشى - كه بعد از فرخزاد بيگ به ايلچيگرى روم مقرر بود - به رسم ايلچيگرى . . . به درگاه جهان‌پناه آمد . . . » .