تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5733

مساهمون:

ص٥٧٣٣
و در آن ايام هرروز الوان اطعمه و اغذيه و فواكه كه به وقت وسعت در حوصلهء بدخشانيان نگنجيدى ، در مجلس حاضر مىساخت و تمام شب به نفس خود به محافظت حصار مشغول مىبود . خدمت قاضى را يقين شد كه فتح حصار از مقولهء ممتنعات است . لاجرم بعد از آنكه رخصت يافته بيرون رفت ، خاطرنشان ميرزا سليمان كرد كه سعى در تسخير قلعه بيهوده است . ميرزا ناچار سخن صلح در ميان انداخته به اندك ملايمتى از منعم خان اظهار خشنودى كرده به بدخشان مراجعت كرد و مردم كابل از تنگناى حصار خلاص شده و بر سر عمارت و زراعت خود رفتند . و احوال افغانان در اين سال اين است كه سكندر كه مهتر ايشان بود ، شكست خورده به كوهستان سوالك گريخت . و محمد خان كه به عبدى مشهور بود ، در وقت جلوس همايون بر ولايت لكهنو و جونپور تا بهار و حاجىپور استيلا داشت . و چون تمام اوقاتش صرف عيش و عشرت مىشد هيمو نام هندوى [ ى ] كه به وقت سليم خان اعتبار يافته بود ، صاحب اختيار ملك و مال عبدى شده از سلطنت پير محمد خان بجز نامى نماند و تمام خزاين شير خان و سليم خان به تصرف هيمو درآمد و فيل بسيار - كه استظهار سپاه هندوستان بدان است - به تصرف او درآمد و در محاربات و مجادلات كه افغانان در ميان خود داشتند ، اكثر اوقات هيمو ظفر مىيافت . به جهت اين امور به نهايت اعتبار رسيد . به وقتى كه اردوى ظفر قرين در چالندر به جهت استيصال سكندر مدتى توقف كرد ، هيمو از قلعهء چنار كه در آن وقت محل قرار عبدى « 1 » بود ، به عزم تسخير دهلى و آگره روان شده تا آگره بىتوقف رفت . اسكندر خان اوزبك ، حاكم آگره طاقت مقاومت نياورده به دهلى نزد بردى بيگ خان آمده و حقيقت كثرت لشكر و فيل فوج غنيم به بردى بيگ خان بازنمود . بردى بيگ مسرعان به اطراف و جوانب به طلب امرا فرستاده ، عبد الله خان اوزبك و لعل سلطان بدخشى و عليقلى اندرابى و ميرك محمد خان كولابى و حيدر محمد اخته بيكى و ميرزا قلى چولى بىتوقف به دهلى آمدند . و مولانا مير محمد شيروان ، وكيل بيرام خانخانان كه به رسالت [ 688 ب ] نزد بردى بيگ خان آمده بود ، در محاربات هيمو بار ديگر دولت‌خواهان اتفاق نموده و كس به طلب عليقلى خان - كه به خان زمان مشهور است - رفت و خان زمان كه در آن وقت در سركار سنبل با شادى خان كه يكى از سرداران صاحب وجود افغانان بود ، منازعت داشت . تا آنكه جمعى از مردم معتبر او را مثل لطيف خان و مولانا غياث الدين و محبت خان و
هامش
( 1 ) . ق : عادلى .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5733 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى