ذكر وقايع سنهء نهصد و پنجاه و چهار هجرى ، موافق سال نهصد و چهل و چهارم « 1 » از رحلت [ خير البشر ]
از سوانح ايران در اين سال تخريب قلعهء گلستان است به شروان ؛ چه ، پادشاه ايران موسم ييلاق در نواحى شماخى گذرانيد و قلعهء گلستان را مسخر ساخته ويران كرد و قلعهء دربند نيز به تصرف لشكر قزلباش درآمد . و حكومت شروان به اسماعيل ميرزا ، ولد شاه طهماسب قرار گرفت . و كوكجه سلطان به منصب اتابكى سرافراز شد . و اردوى قزلباش به تبريز معاودت نمود . و جمعى از نوكران القاص ميرزا به سياست رسيدند .
و حضرت جنتآشيانى در اين سال متوجه بدخشان گشت ؛ چه ، ميرزا سليمان ، ولد ميرزا خان را طلب نموده به ملازمت نيامد . و عزيمت بدخشان تصميم يافته به وقت كوچ ميرزا يادگار ناصر كه مكررا مخالفت كرده بود ، ديگر باره انديشهء فرار نمود . و اين معنى بر آن حضرت ظاهر شده به حبس او حكم فرمود . و بعد از چند روز محمد قاسم . . . « 2 » به موجب حكم او را به قتل آورده ، عالميان را از شرّ او ايمن گردانيد . و اردو از عقبهء هندوكش گذشته در سركران نزول نمود . و ميرزا سليمان نيز لشكر بدخشان را جمع آورده عزيمت محاربت نمود .
و در حملهء اول شكست يافت و به كوهستان دوردست گريخت .
و آن حضرت متوجه طالقان و كستم « 3 » شد و به عزيمت قشلاق قلعهء ظفر اردو روان گشت . و در ميان قلعهء ظفر و كستم مزاج مبارك حضرت جنتآشيانى از جادهء صحّت انحراف گشت و
هامش
( 1 ) . ق : سنهء نهصد و شصت و چهارم ؛ م : بياض .
( 2 ) . يك كلمه ناخوانا است .
( 3 ) . ق : كتم ، م : كيمر . اصلاح از مآثر الأمرا ، ج 3 ، 276 .