تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5698

مساهمون:

ص٥٦٩٨
ميرزا با معدودى چند نزد شمخال چركس رفت و از راه كفه به اسلامبول نزد سلطان سليم ، حاكم روم رفت . و احوال حضرت جنت‌آشيانى در اين سال اين است كه چون قندهار به تصرف درآمد به عزيمت تسخير كابل كوچ كرد . و بيرام خان به حكومت قندهار مقرر گشت . و ميرزا يادگار ناصر و ميرزا هندال با يكديگر اتفاق نموده از ميرزا كامران گريختند و در راه از الوس هزاره محنت بسيار كشيده به ملازمت آن حضرت آمدند ، و به اتفاق كوچ كرده به حدود كابل رسيدند . و جميل بيگ كه در آن حدود بود به ملازمت آمد . و ميرزا كامران كه لشكر و سامان خوب داشت ، به عزم جنگ بيرون آمد . و هرشب جمعى از لشكر از او جدا شده نزد حضرت پادشاه مىرفتند . تا آنكه بابوس بيگ « 1 » كه از امراى معتبر ميرزا بود نيز در نوبت قراولى خود جدا شده نزد آن حضرت آمد . و اردو كوچ كرده در نيم كروهى لشكر ميرزا كامران نزول نمود . و در اين شب اكثر لشكريان ميرزا كامران گريخته به اردوى آن حضرت رفتند . و ميرزا كامران سراسيمه شده جمعى از مشايخ را به درگاه فرستاده طلب عفو نمود . و گناه او را به شرط آمدن به ملازمت عفو كردند . و ميرزا كامران قرار آمدن به خود نداده به قلعهء ارك كابل گريخت و جميع لشكرش [ 681 ب ] به اردوى پادشاه آمدند . و همان شب ميرزا كامران از راه سى حصار به طرف غزنين فرار نمود . و آن حضرت از فرار او مطلع شده ، ميرزا هندال را به تعاقب امر فرمود و به نفس نفيس به شهر كابل درآمد . « 2 » و چون شب شده بود ، كابليان از غايت شوق تمام شهر را به افروختن چراغ مثل روز روشن ساخته بودند . و بعد از نزول در قلعه ، حضرات . . . « 3 » شهزادهء عالميان جلال الدين محمد اكبر شاه را به نظر مبارك آن حضرت درآوردند . و آن حضرت ديده به ديدار قرّة العين روشن كرده سجدات شكر به تقديم رسانيد . و اين فتح در دهم رمضان نهصد و پنجاه و سه « 4 » روى نمود . و بعضى قرار سنّ مبارك حضرت ميرزا را در اين وقت چهار سال و دو ماه و پنج روز به قلم درآورده‌اند ، و العلم عند الله . و بعد از فتح كس به طلب اروق كه در قندهار بود ، رفت . و ميرزا يادگار ناصر در ملازمت
هامش
( 1 ) . ق : بىنقطه ؛ اصلاح از تذكرهء همايون و اكبر ، ص 54 . ( 2 ) . شيخ ابو الفضل علامى تاريخ فتح كابل به دست همايون شاه را « شب سيزدهم آذرماه جلالى ، موافق شب چهارشنبه دوازدهم شهر رمضان نهصد و پنجاه دو » ضبط كرده و مىگويد كه نويدى تاريخ اين فتح را « كابل را گرفت » يافته بود ، و ديگرى اين مصراع : « بىجنگ گرفت ملك كابل از وى » - اكبرنامه ، ج 1 ، ص 363 . ( 3 ) . يك كلمه ناخوانا است . ( 4 ) . م : ثلث و خمسين و تسعمائه .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5698 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى