روزبهروز مرض اشتداد مىيافت . تا آنكه مردم انديشهمند شدند و بجز نزديكان ديگرى بر جناب آن حضرت مطّلع نبود . و بدين واسطه آشوبى در لشكر [ 682 الف ] پيدا شد . قراچه خان ، ميرزا عسكرى را محافظت مىنمود . و مردم بدخشان از هرطرف آغاز مخالفت نمودند .
و بعد از دو ماه آن حضرت صحت يافته خبر سلامتى به اطراف فرستاد . و جميع آن فتنهها فرو نشست و اردو به نواحى قلعه ظفر آمد .
و خواجه معظّم - كه برادر حضرت مريم مكانى است « 1 » - در اين وقت خواجه رشيدى را كه از عراق در ركاب آمده بود به قتل آورد و به كابل گريخت و از آنجا حسب الحكم محبوس گشت . و ميرزا كامران چون در بكر از توجه آن حضرت به بدخشان مطلع گشت ، جمعى را با خود متفق ساخته به طرف غور و كابل ايلغار نمود . و در راه به سوداگران دچار شده اسب بسيار به دست آورد و جميع مردم خود را دو اسبه ساخته به نواحى غزنين رسيد و جمعى از آحاد النّاس غزنين او را به قلعه درآوردند ، و زاهد بيگ ، حاكم آنجا كه در خواب غفلت بود ، به قتل رسيد . و راه كابل را محافظت نمودند كه خبر به آنجا نرود . و از غزنين خاطرجمع نموده به ايلغار متوجه كابل شد .
و محمد على طغاى و فصيل بيگ و جمعى كه در كابل غافل بودند ، وقتى آگاه شدند كه ميرزا كامران به شهر درآمد . و محمد على طغايى كه در جام بود گرفتار گشت و در لحظه به قتل رسيد . و ميرزا كامران به قلعهء كابل درآمد و فصيل بيگ و مهتر و كبد را به دست آورده نابينا گردانيد و كسان به محافظت حضرات عاليات و شهزادهء عالميان بازداشت . و حسام الدين على ، ولد مير خليفه را نيز به قتل آورد . و اين خبر در نواحى قلعهء ظفر به حضرت جنتآشيانى رسيد . و آن حضرت به ميرزا سليمان فرمان حكومت بدخشان بجز قندوز - كه به ميرزا هندال مرحمت شده بود - فرستاد و كوچبركوچ متوجّه كابل گشت .
و ميرزا كامران به قدر فرصت جمعيت به هم رسانيد و شيرافكن بيگ به او ملحق گشت . و شير على نامى از نوكران ميرزا كامران به ضحاك و غوربند آمده به ضبط راه مشغول گشت . و آن حضرت آب دره به ضحاك آمد . و شير على حسب المقدور جنگ كرده منهزم شد و لشكر به سلامت از بكر عبور نمود . و شير على بار ديگر به مردم عقب لشكر مزاحمت رسانيد . و آن حضرت به ديه افغانان نزول نمود .
و روز ديگر شيرافكن بيگ و تمام مردم ميرزا كامران به جنگ بيرون آمدند و در النگ جنگ عظيم شد . و نخست مردم حضرت جنت آشيانى پريشان شدند . و آخر به سعى ميرزا
هامش
( 1 ) . نام اين خاتون « جوكى بيگم » بود . - طبقات اكبرى ، ج 2 ص 66 ؛ تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 449 .