و در گجرات ، سلطان محمود چون از دريا خان گريخته نزد عالم خان رفت ، دريا خان با محافظ خان و جمعى ديگر از خويشان خود قرعهء مشورت در ميان انداخت . نخست قرار يافت كه اسباب سلطنت سلطان محمود كه در دست ايشان بود نزد سلطان فرستاده اظهار اطاعت نمايند . و آخر به اغواى محافظ خان از اين عزيمت درگذشته ، يكى از فرزندان سلطان احمد ، بانى احمدآباد را به سلطنت موسوم گردانيدند و او را به سلطان مظفر ملقب ساخته به دفع عالم خان و سلطان محمود روان شدند . و بعد از جنگ دريا خان ظفر يافت و عالم خان به اتفاق سلطان گريخته به احمدآباد رفت . و دريا خان تعاقب نمود ، اما چون به احمدآباد نزديك رسيد ، لشكريان از او برگشته نزد سلطان محمود رفتند و دريا خان مضطرب شده به جانپانير « 1 » گريخت و مردم قلعه او را به قلعه راه ندادند . لاجرم به برهانپور رفت و از آنجا نزد شير خان افغان رفته رعايت يافت .
و عالم خان نيز چون صاحب اختيار شد ، با سلطان محمود به موجب دلخواه او سلوك نمىكرد ، لاجرم او نيز متعاقب دريا خان بعد از سه ماه نزد شير خان رفت و نوازش يافت . و سلطان محمود در گجرات حاكم بالاستقلال شد و حكام اطراف و نواحى در مقام اطاعت او درآمده ، اكثر زمينداران قبول باج و خراج نمودند .
هامش
( 1 ) . ق : جنبايرى ؛ م : بىنقطه .