ذكر وقايع سنهء نهصد و پنجاه و يك هجرى [ موافق سال نهصد و چهل و يكم از رحلت خير البشر ]
در جمادى الأول اين سال ميان پادشاه ايران و شهنشاه هندوستان در ابتداى ييلاق سورلق ملاقات اتفاق افتاد ، و شاه طهماسب در مراسم تعظيم و تبجيل دقيقهاى فرونگذاشت . مكرّر طوى عظيم مرتب ساخته لوازم مهماندارى به نوعى كه لايق طرفين بود به تقديم رسانيد . « 1 » و به وقت پرسش احوال و وقايع ، بر زبان مبارك حضرت جنتآشيانى گذشت كه « جملهء اين امور به واسطهء بىاتفاقى [ 679 الف ] برادران واقع شد . » « 2 »
و بهرام ميرزا ، برادر شاه طهماسب كه در آن مجلس حاضر بود از اين سخن در غايت آزردهخاطر شد . و تا آن حضرت در عراق تشريف داشت ، بهرام ميرزا در مقام عناد بود .
اما به خلاف او خواهر شاه طهماسب ، سلطانم ، كه نزد شهريار ايران به غايت معتبر بود و در جميع امور ملك و مال اختيار تمام داشت ، حسب المقدور در لوازم امداد آن حضرت سعى فرمود . « 3 »
و قاضى جهان قزوينى كه ناظر ديوان بود ، حكيم نور الدين محمد طبيب كه اعتبار و اقتدار بىنهايت داشت ، در دولتخواهى حضرت جنت آشيانى از خود به تقصير راضى نشدند . و
هامش
( 1 ) . در اين ملاقات همايون شاه هدايايى را كه آورده بود تقديم كرد « . . . از جمله بيلاكات او يك قطعه الماس بود به وزن چهار مثقال و چهار دانگ » - احسن التواريخ ، ص 400 . و شاه طهماسب نيز پى از سه روز مهمانى ، هدايايى تقديم كرد . در مورد فهرست هداياى شاه طهماسب - احسن التواريخ ، ص 401 و عالم آراى عبّاسى ، ج 1 ، ص 99 .
( 2 ) . و شاه صفوى ضمن اشاره به بهرام ميرزا - كه مانند نوكران آفتابهلگن در دست داشته - مىگويد : « برادران را چنين بايد داشت ، نه آنچنان كه شما داشتيد . » - تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 445 ؛ منتخب التواريخ ، ج 1 ص 444 .
( 3 ) . مطالب اين توضيح در پانوشت صفحهء بعد .