تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5686

مساهمون:

ص٥٦٨٦
حكيم نور الدين كه محرم بود در بيرون و درون به وقت فرصت در سرانجام مهام آن حضرت كوشش مىنمود . و در آن اوقات شاه طهماسب به جهت خوشحالى حضرت جنت‌آشيانى سه مرتبه شكار جرگه طرح انداخت و در هرمرتبه جاندار بسيار كشته شد . و در يكى از شكارها به وقتى كه حضرت جنت‌آشيانى و شاه طهماسب و بهرام ميرزا با جمعى از اعيان امرا به تيراندازى مشغول بودند ، بهرام ميرزا كه كينهء ديرينه‌اى از ابو القاسم خلفا در خاطر داشت ، تيرى به بهانهء شكار به جانب او انداخت و آن تير به مقتل او رسيده همان لحظه درگذشت . و شاه طهماسب در مقام روان كردن آن حضرت درآمد و جميع اسباب سلطنت كه لايق مهمان و مهماندار بود مرتّب ساخت . و شاه مراد ، ولد خود را با ده هزار سوار به كمك آن حضرت تعيين كرد . و حضرت جنت‌آشيانى گفتند كه « ارادهء سير تبريز در خاطر است . » و شاه به حكّام آن محال فرامين فرستاد كه در لوازم تعظيم و تكريم حسب المقدور سعى كنند . و آن حضرت بعد از سير آن محال متوجه قندهار گشت و كوچ‌بركوچ به زيارت مشهد مقدس رفت . و امراى قزلباش تا رسيدن به سيستان مجموع به ملازمت آن حضرت آمدند . « 1 » و با آنكه مقرر شده بود كه ده هزار سوار همراهى نمايند ، قريب به بيست هزار كس از امراى قزلباش همراه آورده بودند . و بداغ خان افشار كه به منصب لله‌گى شاهزاده مقرر بود ، صاحب اختيار آن لشكر بود . و قلاع گرمسير به مجرد توجه جمعى از آن لشكر به تصرف درآمد . و جمعى از امراى قزلباش پيشتر روان شده به ظاهر قندهار رسيدند و جمعى كثير كه از قلعه بيرون آمده بودند به قدر مقدور كوشش نموده شكست يافتند . و ظاهر قندهار محل نزول لشكر قزلباش گشت . « 2 » و آن حضرت نيز بعد از پنج روز به ظاهر قندهار رفت و قلعه محصور شد . سه ماه هرروز جنگ بود و جمعى كثير از طرفين به قتل رسيدند . و بيرام خان به ايلچيگرى نزد كامران ميرزا به كابل رفت . و در راه قومى از هزاره بر سر راه آمدند و جنگ شده بيرام خان ظفر يافت و به
هامش
( 1 ) . همايون پس از يك سال اقامت در ايران ، به هنگام عزيمت به هندوستان عده‌اى از دانشمندان و هنرمندان ايرانى را با خود برد يا از ايشان دعوت كرد كه به هند بروند و از همكارى نقاشان ايرانى مثل مير سيد على تبريزى و عبد الصمد شيرازى ملقب به شيرين قلم با نقاشان هندى سبك نقاشى جديدى در هند به وجود آمد كه به سبك مغول هندى معروف شد . ( 2 ) . بنا به اقرار اكثر مورّخان ايرانى دورهء شاه طهماسب ، شاه طهماسب متعصب نمىخواست خون سپاهيان قزلباش شيعهء على ( ع ) را فداى اغراض همايون پادشاه سنّى حنفى مذهب كند ، حتى « . . . اگر لطف و محبت سلطان خانم [ سلطان بيگم ، خواهر شاه طهماسب ] و ادب و انسانيت وى نبود ، چه بسا شاه گوركانى و همراهانش قتل‌عام شده بودند . » - عبد الحسين نوايى ، ايران و جهان از مغول تا قاجاريّه ، ص 191 .