و كامران ميرزا از لاهور در اين سال عزيمت يورش قندهار نمود ؛ چه ، سام ميرزا ، برادر شاه طهماسب به اتفاق آغزوار خان « 1 » كه حاكم هرى بود ، متوجه قندهار شده بود . و سببش آنكه پادشاه ايران حكومت هرات را از آغزوار خان به غير داده نامزد صوفيان خليفه گردانيده بود .
و صوفيان خليفه چون عازم هرات گشت آغزوار خان دل دگرگون كرده سام ميرزا را به خلاف حكم شاهى به جانب قندهار برده به بهانهء آنكه قندهار به تصرف درمىآورم . و فى الحقيقه به جهت خود گريزگاهى و مأمنى مىطلبيد .
و خواجه كلان بيگ كه از جانب ميرزا كامران حاكم قندهار بود ، حصارى گشت . و سام ميرزا و آغزوار خان هشت ماه قلعهء قندهار را محاصره نمودند . اما خواجه كلان بيگ چون به غايت شجاع و كارديده بود ، قزلباشان را كارى از پيش نرفت و كامران ميرزا به كمك خواجه كلان بيگ روان شده بر در قلعهء قندهار با سام ميرزا مصاف داد و به تدبير و شجاعت خواجه كلان بيگ ، كامران ميرزا ظفر يافته ، آغزوار خان در آن معركه گرفتار و مقتول گشت . و سام ميرزا شكسته و پريشان حال به طبس گريخت . و در اين معركه آغزوار خان كمال شجاعت به تقديم رسانيده نام نيك به يادگار گذاشت . و فرزندان و خويشانش در ايران تربيت يافتند .
و در اين سال عبيد الله خان در ماوراء النّهر حاكم بود و هميشه آرزوى تسخير خراسان داشت . و رشيد سلطان در كاشغر فرمانفرماى خلايق بود . ( و طاهر خان در دشت قپچاق دست و پاى مىزد . ) « 2 »
هامش
( 1 ) . ق : اغروار خان ؛ م : غروا خان .
( 2 ) . ق : ندارد .