ذكر وقايع سنهء نهصد و چهل و دو هجرى [ موافق سال نهصد و سى و دوم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در هفتم رمضان اين سال خواندگار روم ، سلطان سليمان ، به راه التون كپرى « 2 » متوجّه آذربايجان شد . و شاه طهماسب از پاى قلعهء وان برخاسته متوجه تبريز گرديده و از آنجا به جانب عراق روان شد . و در سلطانيه قاضى جهان قزوينى كه مدتها در گيلان رشت محبوس بود ، « 3 » به درگاه آمده منصب وزارت يافت . و قيصر روم به سلطانيه متوجه شد . اردوى قزلباش به اوجان رفت و خواندگار به تبريز آمد و شاه طهماسب به ايلغار به اردبيل رفت . بعد از زيارت آبا و اجداد به اردو ملحق شد و خبر كوچ روميان از تبريز رسيده قزلباشان به مرند و خوى رفتند . و آنجا خبر قيصر روم در اخلاط شنيده ، بهرام ميرزا را با جمعى كثير « 4 » از امرا به آن طرف فرستادند كه بدانچه از دستش آيد اطراف و جوانب اردوى روم و بازماندگان ايشان را مزاحمت رساند .
و شاه طهماسب به نفس نفيس به واسطهء آنكه خبر الامه در وان مسموع شد ، به آن طرف توجه فرمود و ظاهر قلعهء وان محل نزول قزلباشان گشت . و مسموع شاه شد كه جمعى كثير را قيصر به دفع بهرام ميرزا نامزد فرموده است ، به تعجيل قاصد فرستاده بهرام ميرزا را از حقيقت
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 942 .
( 2 ) . روضة الصّفويّه : آلتون كوپرك .
( 3 ) . روضة الصّفويّه : « . . . سيفى قزوينى كه در ابتداى دولت ابدى مغضوب دو سلطان روملو گشته محبوس گرديده بود .
بعد از خلاصى از گيلان رشت . . . به منصب وزارت ديوان اعلى اختصاص يافته . . . »
( 4 ) . روضة الصّفويّه : « امراى نامدار چون منتشا سلطان شيخلر و امير سلطان روملوى ايناق و شاهقلى خليفه مهردار و بداق خان قاجار و صدر الدين خان استاجلو و محمد بيگ سفرهچين و جميع يساولان و قاپوچيان . . . » .