پسرانش ، الغ ميرزا و شاه ميرزا فرار نموده به قنوج رفتند و آغاز فتنه و فساد كردند .
و آن حضرت كس نزد سلطان بهادر فرستاده محمد زمان ميرزا را طلب فرمود . و سلطان بهادر در جواب سخنى كه به كار آيد نگفت . لاجرم در خاطر مبارك آن حضرت يورش گجرات قرار گرفت و به نفس نفيس در اين سال به سير گواليار رفته دو ماه آنجا توقف نمودند و باز به آگره معاودت اتفاق افتاد .
و سلطان بهادر گجراتى در اين سال عزيمت تسخير قلعهء چيتور نمود ؛ چه ، رانا بكرماجنت ، راناى چيتور ، به وقتى كه رايسين را لشكر گجرات محاصره نموده بودند به كمك سلهدين - چنان كه گذشت - آمده بود . و سلطان بهادر به استعداد بسيار متوجه چيتور شد و گمان داشت كه رانا به جنگ بيرون خواهد آمد . اما به خلاف متوقع رانا در چيتور حصارى شد . و مدت محاصره سه ماه امتداد يافت . و اكثر اوقات از طرفين مردان مرد و طالبان جنگ و نبرد به ميدان آمده داد شجاعت مىدادند و اكثر اوقات ظفر گجراتيان را بود . و آخر الأمر رانا در مقام عجز درآمده پيشكش بسيار داد و تاج و كمر مرصّع كه از سلطان محمود خلجى ، حاكم مالوه گرفته بود با اسب و فيل و زر بسيار فداى جان خود كرده سلطان بهادر را از خود راضى ساخت .
و سلطان بهادر به گجرات معاودت نموده و به واسطهء فتح ماندو و اين يورش به غايت عظيم مغرور گشت . و محمد زمان ميرزا را به غايت تعظيم نمود . و اولاد بهلول لودى - كه اسنّ ايشان سلطان [ 669 الف ] علاء الدين بود - نيز نزد او رفتند و هميشه او را تحريك توجه به جانب دار الملك مىنمودند . و تاتار خان ، ولد سلطان علاء الدين لودى را كه از آن جماعت به شجاعت ممتاز بود ، سلطان بهادر تربيت نموده ( سى كرور ) « 1 » زر نزد برهان الملك حاكم قلعهء زنتنبور فرستاد كه تاتار خان صرف لشكر افغان نمايد . و تاتار خان در مقام جمع آوردن لشكر شده قريب به چهل هزار سوار به هم رسانيد و به اطراف مملكت حضرت جنّتآشيانى آغاز مزاحمت كرد .
و در غرّهء محرم اين سال رشيد سلطان به جاى سلطان سعيد خان پدرش ، حاكم كاشغر و مغولستان گشت . و در همين روز به وقت ملاقات به قتل سيد محمد ميرزا دو غلات برادر ميرزا ابا بكر كه نزد سلطان سعيد خان به غايت معتبر بود حكم فرمود . و سيد محمد ميرزا با فرزندان و اقوام ميرزا حيدر و برادرانش كه به تخريب بتخانهء اورسنگ رفته بودند ، كشته شدند و رشيد سلطان به استقلال حاكم آن ولايت گشت .
هامش
( 1 ) . م : ندارد .