تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5634

مساهمون:

ص٥٦٣٤
دوزخ تعلّقى ندارد ، بلكه قرب و بعد به مقتضاى عمل است . مسلمان بدعمل به دوزخ و كافر نيكوكار به بهشت مىرود . و جدوار كه دواى عظيم النفع است ، مخصوص ولايت تبت است . و موضعى را كه ماه پروين آنجا حاصل مىشود ، رونكه نام است . القصه ، چون سلطان سعيد خان ، اسكندر سلطان و ميرزا حيدر را به ولايت بلتى كه از تبّت است و متّصل به كشمير است تعيين نمود ، خود از راه ختن به التونجى تبت متوجه گشت . و اسكندر سلطان و ميرزا حيدر اكثر ولايت بلتى را به تصرف درآوردند . و فصل خريف رسيد و به واسطهء كمال برودت هواى آن ولايت ديگر طاقت تردد ، بلكه توقف نماند . اسكندر سلطان و ميرزا حيدر با ديگر امرا در باب يورت قشلاق مشورت كردند . چون در آن حدود مطلقا زمينى كه لايق قشلاق باشد نشان ندادند ، رأى همه بر توجه كشمير قرار گرفت . و سلطان سعيد نيز چون به ولايت تبت درآمد ، به واسطهء اشتداد سرما و بعد آن صلاح در توقف ندانسته متعاقب ميرزا حيدر در حركت آمد . و در راه مزاج شريفش به واسطهء عرض مرض دم‌گيرى متغير گشت و اطبّا علاج منحصر در تعجيل سير دانسته ، كوچ‌بركوچ متوجّه طرفى كه دم‌گيرى نباشد شدند . و به واسطهء اشتداد مرض كس به طلب ميرزا حيدر رفت . و ميرزا حيدر به ايلغار به ملازمت خان مراجعت نمود . و تا رسيدن ميرزا حيدر اطبّا معالجات نمودند و به موضعى كه دم‌گيرى كمتر بود ، برسيدند . و فى الجمله صحتى در خان پيدا شد . و بعد از ملاقات ميرزا حيدر مقرر گشت كه چون در تمام تبّت موضعى قشلاقى نيست و غنيمى كه طاقت جنگ هزار سوار داشته باشد ، در اين نزديكى نى ، سلطان سعيد خان مراجعت نمايد و چهار هزار كس همراه ميرزا حيدر به كشمير روند . و خان از راه بلتى به طرف كاشغر كوچ كرد . و در ولايت بلتى هركس كه تا آن وقت مطيع نشده بود ، اطاعت كرد يا مستأصل شد . و خان چند وقت در بلتى به واسطهء صلاح ملك توقف نمود ؛ چه ، در آن ولايت دم‌گيرى كمتر است ، بلكه نيست . و ميرزا حيدر متوجه كشمير شد . و در اين سال در طرفان و حاليس « 1 » منصور خان به فراغت گذرانيد و ميان برادران صلح و صفا بود . و در دشت قپچاق طاهر خان حكومت مىكرد .
هامش
( 1 ) . م : حايس .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5634 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى