تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5632

مساهمون:

ص٥٦٣٢
برداشتن آن باشد ، بر گوسفند بار مىكنند و به سينه بند و پاردم مضبوط مىسازند . و به غير وقت حاجت بار از پشت گوسفند فرود نمىآورند . و زمستان و تابستان گوسفندان با بار مىباشند . و اوقات ايشان به اين عنوان مىگذرد كه زمستان به طرف جنوب اين كوه كه هندوستان است مىروند و متاع ختاى و تبّت از مشك و ماه پروين و قطاس و شال با خود مىبرند و در كوه دامن هندوستان فروخته اقمشه و امتعهء هندوستان مىخرند . و بهار به تبّت مىآيند ؛ چه ، در آن موسم در كوهستان تبّت علف گوسفند بسيار است و آهسته‌آهسته به طرف ختاى مىروند و زمستان ديگر به ولايت ختاى مىرسند و متاع هند و تبّت را فروخته ، اقمشهء ختاى ابيتاع نموده باز به وقت بهار به تبت مىآيند . و بارى كه در ختاى بر گوسفند بار مىكنند در هندوستان فرود مىآورند و برعكس ، و يك زمستان در هندوستان و يك زمستان در ختاى به سر مىبرند . و شخصى از ايشان باشد كه ده هزار گوسفند داشته باشد . و اين صحرانشينان قومى كثيرند ، چنان كه يك قبيلهء ايشان كه به دولت مشهور است ، زياده بر پنجاه هزار خانوارند . و مثل اين قبيله بسيار است . و معدن طلا در اكثر ولايت تبّت هست و در بعضى معادن طلاى خالص مىباشد ، چنانچه بجز حق النار به وقت گداختن چيزى از آن كم نمىشود . و معدن مشهور آن ولايت التونجى تبت است . و از غايت برودت زياده بر چهل روز در آن معدن كار نمىتوان كرد . و به مرور ايّام غارها و مغاك‌هاى عظيم در آن زمين پيدا شده و از آن غارها به غربال خاك بيرون مىآورند مىشويند و طلا پيدا مىشود . و گاه باشد كه از يك غربال خاك ده مثقال طلا بيرون مىآيد . و ميرزا حيدر كه در اكثر آن ولايت حكومت كرده در صدق اين سخن مبالغه نموده است . و معدن ديگر كه شهرت دارد كوكه است . و طول اين معدن سه روزه راه است . هرجا را كه بكاوند طلا يافت مىشود . و به مقدار عدس و ماش طلاى خالص در ميان ريگ مىيابند . و احيانا به مقدار بيضه بلكه بزرگتر پيدا مىشود . و در اكثر ولايت تبّت به واسطهء برودت هوا دم‌گيرى مىشود . هرجاندارى كه به آن ولايت مىرود ، او را اين حالت طارى مىشود و در اسب و آدمى بيشتر ، چنان كه بيگانه چون به آن ولايت عبور كند به نوعى نفس او تنگ مىشود كه مگر بار گران برداشته و به كوهى بالابلند رفته است . و به واسطهء تنگى نفس خواب كردن ميسّر نمىشود و اگر به خواب رفت هنوز چشم گرم باشد به اضطراب بسيار بيدار مىشود . و چون دو سه روز بر اين نحو بگذرد ، بيهوشى طارى شود و دست و پاى ورم كند . و به اندك وقتى بعد از آن هلاك شود . و در مواضعى كه مسكن مردم است اين حال كمتر است . اگر نفس گرفته به آبادانى برسد ، احتمال خلاص هست