تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5604

مساهمون:

ص٥٦٠٤
جانب راست و چپ قول حمله آوردند و در جانب چپ بيشتر هجوم كرده خود را نزديك رسانيدند ( اما غزات شجاعت سمات ثمرهء ثواب را منظور داشته ، نهال تير در زمين سينهء هر يك نشانيدند ) « 1 » و همه را چون بخت سياه ايشان برگردانيدند . قرين اين حال نسايم نصرت و اقبال بر چمن دولت نوّاب خجستهء ما وزيد و مژدهء
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »
« 2 » رسانيد . شاهد فتح كه جمال عالم آرايش به طرّهء
« وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً »
« 3 » قرين گشته ، استقبال در سر احتفا بود ، يارى نمود با قرين حال كردند . هندوان باطن حال خود را مشكل دانسته
« كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
« 4 » متفرق شدند و
« كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ »
« 5 » متلاشى گشتند . بسيارى كشته گشته ( در معركه افتادند و كثيرى از سر خود در گذشته سر در بيابان آوارگى نهادند و طعمهء زاغ و زغن گرديدند ) « 6 » و از كشته پشته‌ها افراخته شد و از سرها مناره‌ها پرداخته كردند . حسن خان ميواتى به ضرب تفنگ در سلك اموات درآمده « 7 » و همچنين بيشترى از سركشان ضلالت‌نشان را كه سرآمد آن قوم بودند ، تير و تفنگ رسيده ، روز حيات برآمد . از جمله راول بردى بيگ مذكور كه والى ولايت دونگرپور بود و دوازده هزار سوار داشته . « 8 » و راى چندربهان جوهان كه چهارهزار سوار داشته ، و مانك چند جوهان دولت زاد كه صاحب چهارهزار سوار بوده ، و كنكو ، و كرم سنك « 9 » ، و دونكرسى « 10 » و كه سه‌هزار سوار داشتند و جمعى ديگر كه هريك از ايشان سر خيل بزرگ گروهى سردار قاطبهء ذىشوكت و شكوهى بودند راه دوزخ پيمودند . و از اين دار وحل به درك الاسفل انتقال نمودند . راه دار الحرب از زخميان در راه مرده مانند جهنم پر شد و درك الاسفل از منافقان جان به مالك دوزخ سپرده مملو كردند . از عساكر اسلامى هركس كه به جايى شتافتى ، در هرگامى خود كامى را كشته يافتى و اردو نامى از عقب منهزمان هرچند كوچ نمودى هيچ قدمى از فرسوده محتشمى جان نيافتى .
همه هندوان گشته خوار و ذليل * به سنگ اجل « 11 » همچو اصحاب فيل ز تن‌ها بسى كوه‌ها شد عيان * به هركوه از آن چشمه خون روان
هامش
( 1 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد . ( 2 ) . « همانا گشايشى آشكار در كار تو پديد آورديم » ( قرآن ، فتح : 1 ) . ( 3 ) . « و خداوند تو را به نصرتى پيروزمندانه يارى دهد . » ( قرآن ، فتح : 3 ) . ( 4 ) . « [ و كوه‌ها مانند ] پشم‌هاى زده باشند » ( قرآن ، القارعة : 5 ) . ( 5 ) . « مانند پروانه‌هاى پراكنده باشند » ( قرآن ، القارعه : 4 ) . ( 6 ) . م : جملهء بين ( ) را ندارد . ( 7 ) . خواجه نظام الدين احمد در طبقات اكبرى ( ج 2 ، ص 26 ) و صاحب مآثر رحيمى ( ج 1 ، ص 508 ) ماجراى كشته شدن حسن خان ميواتى را به روشنى آورده‌اند . ( 8 ) . نام اين شخص در اكبرنامه ( ج 1 ، ص 174 ) راول اديسنگ ضبط شده است . ( 9 ) . اكبرنامه : كرم سنگه . ( 10 ) . م : دونكرى . ( 11 ) . م : سنگ تفك .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5604 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى