جنگ ، و عمدة الخواص كامل الاخلاص قتلق قدم قراول « 1 » ، شاه حسين باربيكى « 2 » ، مغول غانچى بيگ و جان بيگ اتگه صف كشيدند .
و در اين جانب از امراى هند نتيجة السلطان جلال خان و كمال خان اولاد سلطان علاء الدين مذكور ، و عمدة الاعيان على خان شيخزاده فرملى ، و عمدة الخواص نظام خان بيانه تعيين شده بودند . جهت تولقمه « 3 » معتمد الخواص مؤمن تردى يكه « 4 » و ملك قاسم ، برادر بابا قشقه با جمعى از فرقهء مغول . در جانب برانغار معتمد الخواص مؤمن اتگه « 5 » و رستم تركمان با شلغ با جماعتى از تابينان خاصه در طرف جوانغار نامزد شدند . و عمدة الخواص كامل الاخلاص سلطان محمد بدخشى اركان و اعيان غزات اسلام را در مواضع و محال مقرّر داشته خود به استماع احكام ما مستعدّ بود . و تواچيان و يساولان را به اطراف و جوانب ارسال مىگردانيد . و احكام مطاعه را در ضبط و ربط سپاه شتابنده به سلاطين عظام و امراى كرام و ساير غزات ذوى الاحترام مىرسانيد .
( و چون اركان لشكر به آيين شايسته قايم گشته هركس به جاى خود استقرار گرفت ) « 6 » فرمان واجب الاذعان لازم الامتثال شرف اصدار يافت كه « كسى بىحكم از محل خود حركت ننمايد [ 661 ب ] و بىرخصت دست نگشايد . » و از روز مذكور تخمينا يك پاس و دوكرى گذشته بود كه فريقين متقابلين متقارب يكديگر گشته بنياد مقاتله و كارزار شدند . « 7 » قلبين عسكرين مانند نور و ظلمت در برابر يكديگر ايستادند . در برانغار و جوانغار چنان عظيم قتالى واقع شد كه زلزله در زمين و ولوله در سپهر برين افتاد . جوانغار كفّار شقاوت آثار به جانب برانغار ميمنت دثار عساكر اسلام شعار متوجه گشته بر سر خسرو و كوكلتاش و ملك قاسم [ و ] بابا قشقه حمله آوردند .
برادر اعزّ ارشد چين تيمور سلطان حسب الفرموده به كمك ايشان مردانه قتالى آغاز نهاد .
و كفّار را از جا برداشته قريب به عقب قلب ايشان رسانيد و جلدو به نام اين عزيز برادر شد . و نادر العصر مصطفى رومى از قول اعزّ ارشد كامگار منظور انظار حضرت آفريدگار المختص به عواطف ملك الذى ينهى و يأمر محمد همايون بهادر ارّابهها پيش آورده صفوف سينهء كفار را با تفنگ و ضرب زن منكسر گردانيد . و در عين محاربه سلطنتمآب قاسم حسين سلطان و عمدة الخواص احمد يوسف و قوام بيگ فرمان يافتند و به امداد ايشان شتافتند .
هامش
( 1 ) . ق : هراول .
( 2 ) . نسخ : شاه حسين داركر . اصلاح از اكبرنامه .
( 3 ) . نسخ : قولقمه .
( 4 ) . نسخ : برديكه .
( 5 ) . اكبرنامه : سومن اتگه .
( 6 ) . نسخ : ( و چون در كان لشكر قاسم كشته هركس به جاى خود شتافت ) . متن از روى اكبرنامه اصلاح شد .
( 7 ) . اكبرنامه : از روز يك پاس گذشته بود كه آتش جنگ اشتعال يافت .