تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5575

مساهمون:

ص٥٥٧٥
حكم شد كه شاهزاده همايون و [ امير ] خواجه كلان [ بيگ ] و محمدى و شاه منصور برلاس و ولى خازن و جمعى ديگر به تعجيل به آگره رفته خزاين را ضبط نمايند . « 1 » و مدتى خواجه محمد و سلطان جنيد بر ضبط خزاين دهلى مأمور شدند . و آن حضرت به دهلى تشريف آورده بعد از سير قلعه و عمارت پادشاهان قديم متوجه آگره شد . روز جمعه بيست و دويم رجب آگره محل نزول عساكر منصور شد . و مردم قلعهء آگره هنوز قلعه را [ 655 الف ] به شاهزاده همايون ميرزا نداده بودند . به ملاحظهء آنكه مبادا خزاين به تاراج رود هنوز جنگ بر قلعه نينداخته ، بكر ماجيت كه از اولاد حكام گواليار بود ، در جنگ ابراهيم كشته شده بود و مردم او در آگره بودند . و به دقت رسيدن حضرت همايون ميرزا در آگره الماسى كه به وزن هشت مثقال بود ، پيشكش كردند . مذكور است كه جوهريان قيمت او را نصف خرج روزمرّهء ربع مسكون گفته بودند . و حضرت ميرزا آن الماس را به حضرت پادشاه پيشكش كرد و او باز آن را به او بخشيد . و مردم قلعهء آگره كه داوود كرانى « 2 » و فيروز خان مسوالى « 3 » از آن جمله بودند ، امان خواسته قلعه را بعد از پنج روز دادند . و مادر ابراهيم نيز كه در قلعهء آگره بود ، بيرون آمده هركدام از مردم قلعه فراخور حالت خود رعايت يافتند . هفت لك پرگنه به مادر ابراهيم مرحمت شد . در اين مقام در واقعات ، مرقوم قلم خجسته رقم حضرت پادشاه شده است كه « از تاريخ نهصد و ده كه ولايت كابل مسخر شد تا نهصد و سى و دو هميشه هوس تسخير هندوستان در خاطر بود . پنج نوبت لشكر به هندوستان كشيديم تا آنكه فتح ميسّر شد . » از زمان حضرت رسالت ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، تا حال سه كس از پادشاهان بر ولايت هند مسلط شده‌اند : يكى سلطان محمود غازى كه مدتى اولاد او سلطنت هندوستان كرده‌اند . ديگر شهاب الدين غورى و توابع او كه سال‌هاى بسيار در هندوستان حكومت نموده‌اند . سيوم منم . اما كار من به كار آن پادشاهان مشابهت ندارد ؛ چه ، سلطان محمود به وقت تسخير هندوستان پادشاه خراسان و خوارزم و ماوراء النهر بود و عدد لشكرش اگر دويست هزار كس نبود از صد هزار زياده بود . و در تمامت هندوستان در آن وقت يك پادشاه نبود . سر راجه در ولايت خود حكومت مىكرد . و شهاب الدين غورى اگرچه پادشاه خراسان نبود ، اما برادرش سلطان غياث الدين غورى ، پادشاه خراسان بود . در طبقات ناصرى ثبت است كه نوبتى سلطان شهاب الدين با صد و بيست
هامش
( 1 ) . اكبر نامه ( ج 1 ، ص 155 ) : « امير خواجه كلان بيگ ، امير محمد كوكلتاش ، امير يونس على ، امير شاه منصور برلاس ، امير عبد اللّه كتابدار ، امير على خازن به ايلغار به صوب دار الملك آگره . . . » و نيز رك : مآثر رحيمى ، ج 1 ، ص 499 ؛ طبقات اكبرى ، ج 2 ، ص 16 . ( 2 ) . م : داود كررانى . ( 3 ) . م : فيروز خان مسوان .