تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5573

مساهمون:

ص٥٥٧٣
و در بيست و هشتم جمادى الأول كه روز نوروز بود ، خبر رسيد كه سلطان ابراهيم كوچ‌بر كوچ متوجه اين طرف است . و آن حضرت نيز از شاه آباد كوچ كرده در كنار درياى جون مقابل ساوه « 1 » نزول فرمود . قراولان خبر آوردند كه افغانان ، داوود خان و حاتم خان را با بيست و هفت هزار سوار به طرف ميان دو آب فرستادند و اكنون ايشان لشكر سه چهار كروه از اردوى سلطان ابراهيم پيشتر فرود آمده‌اند . حضرت بابر پادشاه ختن ، تيمور سلطان و مهدى خواجه و محمد سلطان ميرزا و عادل سلطان را با تمام مردم جوانغار كه سلطان جنيد و شاه مير حسين و قتلغ قدم از آن جمله بودند و جمعى ديگر به دفع ايشان نامزد فرمود . و به وقت نماز پيشين ايشان از آب گذشته تمام شب راه رفتند و به وقت طلوع صبح به لشكرگاه غنيم رسيدند . و مخالفان طاقت جنگ نياورده به مجرد [ 654 ب ] رسيدن لشكر ظفر اثر شكست يافتند و حاتم خان به قتل رسيد و جمعى كثير گرفتار شدند . و هفت فيل به دست افتاد . و به فتح و فيروزى اين فوج نيز معاودت نموده به پادشاه ملحق شدند . و به وقت كوچ ، برانغار و جوانغار به ترتيب روان شد . و چون لشكر آن حضرت به نسبت لشكر مخالف بسيار اندك بود ، حكم شد كه جميع لشكر فراخور حالت خود ارّابه بياورند . هفتصد ارّابه حاضر شد . استاد عليقلى به دستور روم در دست چپ شهربانى بسا « 2 » ارّابه‌ها بر يكديگر بسته جهت پياده و توپچى حصارى مرتب ساخت و خواطر لشكريان آن حضرت به غايت پريشان ؛ چه ، لشكر مخالف را هيچ كس از صد هزار كمتر نشان نمىداد و عدد لشكر پادشاه از دوازده هزار زياده نبود . و هزار فيل نامى در لشكر غنيم موجود بود . بعد از مشورت بسيار پنج هزار كس را آن حضرت به رسم شبيخون بر سر اردوى سلطان ابراهيم فرستاد . لشكريان چون از قوت مخالف آگاه بودند ، اتفاق خوبى نكردند و به وقت صبح نزديك به اردوى غنيم رسيدند و مخالفان آگاه شده فيل‌هاى خود را مرتب ساخته به جنگ بيرون آمدند ، و اين جماعت طاقت نياورده مراجعت نمودند . بعضى از دلاوران مغول به جنگ ايستاده جنگ‌كنان آن مردم را به سلامت از آن مهلكه بيرون آوردند . و محمد على جنگ جنگ ( ؟ ) زخمدار شد . و آن حضرت خبر يافته شاهزاده همايون ميرزا را با لشكرش قريب دو كروه راه به كمك فرستاد و به نفس خود سوار شده به طرف مخالف روان شد . اما تا رسيدن آن حضرت فوج نخستين به شاهزادهء ملحق شده بودند معاودت نموده . و آن روز را آن حضرت به منزل نخستين معاودت فرموده نزول كرد . و روز ديگر به وقت صبح
هامش
( 1 ) . م : سرساوه . ( 2 ) . در نسخ بدين‌گونه آمده است . مفهوم نشد .