قلعهء مشهور اين كوهستان است در برابر لاهور و سلطانپور است . و چون يك كرّت منتهى مىشود ، بر طرف هندوستان ، در اين كوهستان تا ولايت كوج - كه اقصى بنگاله است - زمينداراناند و هركدام يك روزه و دو روزه راه در تصرف دارند و باجگزار حكم هندوستاناند . و به وقت فترت با عدم قوت حكام نزديك سركشى مىكنند . و زبان ايشان موافق مردم هندوست و در دين نيز موافقاند . متّصل به سنبل كه از پرگنات معتبر هندوستان است . چون اين كوه جنگل بسيار و راه دشوار دارد ، زميندارى كه مىباشد از ديگر زمينداران اطراف لشكر و ولايت بيشتر دارد و نام او را اكثر سلاطين هندوستان مىدانند .
و همچنين در ولايت بنگاله به جايى كه اين كوه واسطهء ميان ختا و هندوستان است ولايتى است [ 655 ب ] موسوم به كوج و زميندار آنجا از تمام زمينداران اين كوه ولايت و لشكر بيشتر دارد . و بعد از آنكه ولايت زمينداران منتهى مىشود ، ولايت تبت است . از كشمير تا كوج و محاذى بنگاله ختاى است . و از چندكام « 1 » و سهلت كه نهايت ولايت بنگاله است ، از راه همين كوه به بيكو كه معدن ياقوت و ابتداى ولايت چين و ماچين است ، مىتوان رفت . و راه هفت هشت روزه كاروان است .
و در اين محل درياى ختن كه شعبهء محيط است به اين كوه به غايت نزديك شده است .
چنان كه ده روزه راه بيشتر خشكى نيست . از شرق هندوستان همين درياست . و اين ده روزه راه نيز به واسطهء بسيارى رودخانههاى عظيم و جنگلها و كوهها صلاحيت آمد و شد لشكر به فراغت ندارد ، بلكه به غايت مشكل است . و بدين جهت از احوال آن طرف ، مردم هندوستان را اطلاعى نيست و بالكليّه راه آمد و شد مسدود است . « 2 »
ولايت بنگاله را نهايت در جانب شرق اينجاست و جنوبش منتهى به اوديسه كه متصل به درياى محيط است مىشود . و كوه سر انديب از خشك [ ى ] در نهايت اوديسه به نظر در مىآيد . و شمالش منتهى به ولايت كوج مىشود . و در غرب بنگاله معمورهء هندوستان است كه شرح آن إن شاء اللّه بعد از اتمام كتاب مرقوم مرقوم خواهد شد .
و نام ولايتى كه بنگاله به آن منتهى مىشود ، بهار است . و در جنوب بنگاله و بهار كوهى است كه از انتهاى هندوستان كه اوديسه است و به ابتداى آنكه ولايت سند است كشيده شده است . و از ولايات معتبر هندوستان ولايت بيجانگر و دكن در آن طرف اين كوه است . و نهايت آن ممالك درياى عدن از آن جدا شده است . و ولايت تته كه دار الملك سند است ، بر كنار درياى عمّان است . و نام اين كوهستان تا مالوه جاركند است . و در اين كوهستان فيل بسيار
هامش
( 1 ) . م : جدكام .
( 2 ) . ق : داشت .