به كمال استقلال رسيده و زخم برسباى را بسته او را به قلعهء اسكندر فرستادند .
و امير تنبك ، نايب شام را طلب نمود . و او چون به مصر رسيد ، جميع امرا به اتفاق برسباى او را استقبال كردند و برسباى آمادهء سلطنت مصر شده بود . چون تنبك را ملاقات نمود و بعد از دو روز در مجلس گفت كه « حاكم مصر كسى بايد كه مردم او را اطاعت نمايند و احمد ولد ططر خردسال است . اكنون من را به خاطر رسيده كه تو را سلطان كنيم . » تنبك مضطرب شده بر غرض برسباى كه فهميده بود ، مطلعتر شده فى الحال از جاى خود برخاست و نزد برسباى زمين بوسيده گفت كه « لياقت سلطنت مصر بجز تو كسى ديگر ندارد . » و جميع امرا اتفاق نموده احمد را از سلطنت عزل كردند و با برسباى بيعت كردند . و احمد ولد ططر كه از سلطنت معزول شده بود برسباى او را نزد مادرش فرستاد و با مادر به سر مىبرد تا آنكه در سنهء هشتصد و سى و سه كه در مصر طاعون بود ، درگذشت . و مدت حيات او بيست سال بود و او را به خفت عقل منسوب مىداشتند .
و برسباى هشتم سلاطين چراكسهء مصر است و سى و دويم ملوك ترك كه بر مصر مستولى شدهاند . و او را امير دقماق محمدى از سوداگرى خريده و مدتى در خدمت او مىبود . تا آنكه دقماق او را پيشكش برقوق كرد و بعد از خدمت بسيار برقوق او را آزاد كرد و داخل خاصگيان گردانيد و به وقت عبد العزيز ساقى شد و بعد از آن به تقريبى با امير شيخ و نوروز همراه شده در جميع وقايع به امير شيخ همراه بود . و چون امير شيخ به سلطنت رسيد ، او را تربيت كرد و به حكومت طرابلس رسانيد . و در ايام حكومت او جمعى از تركمانان از قرايوسف گريخته به نواحى طرابلس آمدند و برسباى با ايشان جنگ كرده شكست يافت و جمعى از مردم مصر كه با او همراه بودند كشته شدند . بدين جهت امير شيخ از او آزردهخاطر شد و به حبس و قيد او فرمان داد . و آخر به شفاعت امير ططر گناه او را [ 570 ب ] بخشيده داخل امراى شام ساخت . و چون امير شيخ فوت شد و ططر ، حاكم مصر شد و امير چقماق در شام با ططر ياغى شد ، برسباى را به جهت محبت چقماق گرفته محبوس ساخت . و چون شر چقماق مندفع شد برسباى از حبس آزاد شده به خدمت ططر آمد و ططر او را به اعتبار رسانيد و بعد از فوت ططر - چنان كه گذشت - جانى بيگ را دفع كرده طرباى را گرفت و احمد ، ولد امير ططر را از سلطنت عزل كرده خود حاكم مصر شد . و اول حكمى كه كرد منع سجده بود ؛ چه ، قبل از آن مردم مصر نزد سلاطين آنجا سجده مىكردند . و امير تنبك را به دستور سابق حكومت شام داد .
و امير اينال كه حاكم صفد بود و تربيت كردهء امير ططر ، چون خبر خلع احمد شنيد با برسباى ياغى شد و به هركس از امراى صفد كه بدگمان بود ، دفع كرد و جمعى كثير از امراى
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5157
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٥١٥٧