تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5528

مساهمون:

ص٥٥٢٨
به محمد خان استاجلو ، حاكم ديار بكر سپرد ، و مير عبد الباقى و سيّد محمد كمويه و مير سيّد شريف صدر در قلب ايستادند . محمد خان قبل از آنكه صف‌ها آراسته شود به شاه اسماعيل گفت كه « نمىبايد گذاشت كه روميان صف راست كنند ، همچنين در سر كوچ با ايشان جنگ مىبايد كرد ؛ چه ، بعد از آنكه ايشان جاى خود را محكم گردانيدند با ايشان جنگ كردن مشكل است . دورميش خان شاملو كه با او دشمنى داشت ، در مقام معارضه درآمده گفت كه « وكالت در ديار بكر مىتوان كرد . اينجا ما و ترا كارى نيست . » محمد خان از اين سخن برآشفته گفت كه « آنچه گفتنى بود ، گفتيم . لحظه‌اى ديگر معلوم خواهد شد . » و همان لحظه متوجه جنگ شد . از اول صباح تا نماز پيشين ميان آن دو لشكر آتش قتال و جدال اشتعال داشت . قيصر روم با آنكه زياده بر دويست هزار سوار به ميدان فرستاده بود ، لشكرى عظيم نزد خود نگاه داشته بود . و لشكر شاه اسماعيل به نظر ايشان به غايت اندك بود . « 1 » و شاه اسماعيل از كمال شجاعت در اين معركه به نفس خود چند كس از روميان را به خاك هلاك انداخت . از آن جمله ملقوج « 2 » اغلان كه در روم به شجاعت و تهور مشهور بود دچار شهريار ايران گشت . و شاه اسماعيل شمشيرى بر فرقش فرود آورد كه نزديك سينه شكافته شد . « 3 » و چون توپ و تفنگ بسيار در معسكر روم بود ، بسيارى از اعيان قزلباش در اين معركه كشته شدند . مير عبد الباقى و مير سيد شريف و مير محمد كمونه و محمد خان استاجلو و سارو پيره قورچى باشى و [ خليفة ال ] خلفا و حسين بيگ لله و سلطانعلى ميرزا - كه محبوب شاه اسماعيل بود - و كوسه حمزه قورچى تير و كمان از مقتولان اين معركه بودند . و لشكر قزلباش شكست يافت . « 4 » و شاه اسماعيل با آنكه سيصد كس همراه او بيشتر نمانده
هامش
( 1 ) . نقشهء سلطان سليم در جنگ چالدران اين بود كه به هرحيله‌اى كه شده انبوه سواران قزلباش را هدف توپخانهء خود سازد ، زيرا تيررس توپ‌هاى عثمانى كوتاه بود و نمىتوانست از دور به سپاه دشمن آسيبى برساند . به همين سبب عزبها [ پياده‌نظام ذخيره ] را جلو صف عرّاده‌هاى توپ قرار داده بود تا توپخانه را از نظر ايرانيان مستور سازد . افراد اين دسته موظّف بودند ، به محض نزديك رسيدن سواران قزلباش از برابر توپ‌ها كنار روند تا توپخانه ناگهان به تيراندازى مشغول شود و سواران دشمن را از پاى درآورد . ولى شاه اسماعيل كه به وسيلهء جاسوسان خود از نقشهء سلطان سليم باخبر بود ، مصمّم شد كه با دو دسته از سواران قزلباش ، از هردو طرف ، بر تركان بتازد ، تا براى عزبها مجال كناره‌گيرى از جلو توپخانه نماند . ( 2 ) . ق : مقلوج ؛ م : مفلوج . روضة الصفويّه : مالقوچ ؛ ايران در روزگار شاه اسماعيل . . . : مالغوج . ( 3 ) . حسن بيگ روملو در خصوص نبرد شاه اسماعيل و مالقوچ مىنويسد « اين مرد ، كه سردارى قوى هيكل و زورمند و پهلوان بود ، با برادر خود نور على بيگ به شاه حمله برد و بر يك دست او زخمى زد . ولى شاه اسماعيل چنان با شمشير بر فرق وى نواخت كه كلاه خودش با سر دو نيمه شد و شمشير شاه تا گردن وى فرود آمد . » - احسن التواريخ ، ص 146 . نيز رك : روضة الصفوية ، ص 289 . ( 4 ) . در خصوص علل شكست شاه اسماعيل در چالدران و فرار وى به جانب تبريز - نصر اللّه فلسفى ، چند مقالهء تاريخى و ادبى ، ص 62 به بعد .