ذكر وقايع سنهء نهصد و بيست هجرى [ موافق سال نهصد و دهم از رحلت خير البشر ] « 1 »
از معظمات وقايع اين سال جنگ قيصر روم و پادشاه ايران است . تفصيل اين اجمال آنكه چون سلطان سليم به كمال استقلال رسيد و خاطر از دشمنان خانگى جمع كرد ، ايلچى به شاه اسماعيل فرستاده پيغام كرد كه « بعضى از ولايات كه در ازمنهء سابقه به حكام روم متفق بوده است ، اكنون در تصرف قزلباش است . بازگذاشتن آن موجب بقاى محبت و دوستى مىشود . » شاه اسماعيل در جواب سخنان درشت گفت . « 2 » و قيصر تمام لشكر خود را جمع آورده متوجه ايران شد . و شاه اسماعيل نيز از همدان به عزم رزم روميان به تبريز آمده خبر يافت كه سلطان سليم كوچبركوچ متوجه است . او نيز به استقبال روان شده و در اوايل سنهء مذكور در منزل چالدران « 3 » - كه بيست فرسخ از تبريز دور است - آن دو لشكر به يكديگر نزديك شدند .
[ 647 الف ] و سلطان سليم برفراز پشتهاى فرود آمده بر گرد لشكرگاه خود از ارّابهها كه به زنجيرها بر هم بسته بودند حصارى مرتب ساخت و توپ و تفنگ بسيار بر بالاى ارّابهها مستعد گردانيد . و شاه اسماعيل نيز صفهاى خود را مرتب گردانيد و خود در ميمنه قرار گرفت و مسيره را
هامش
( 1 ) . در نسخ بياض است .
( 2 ) . به گفته ميرزا بيگ جنابدى ، شاه اسماعيل در جواب پيغام سلطان سليم ، نوشت « ما نيز با جنود تأئيدات الهى و وجود توفيقات نامتناهى ، رايت استقلال برافراختهايم و همّت عالى نهمت بر مقابله و مقاتلهء خيل روم مصروف ساختهايم ، اينك در تهيّهء اسباب محاربهء آن بلاد نهضت فرمودهايم . - روضة الصّفويّه ، ص 285 .
( 3 ) . چالدران : نام يكى از دهستانهاى دوگانهء بخش سيه چشمهء شهرستان ماكو . از شمال به بههستان قلعه درهسى و آواجيق ، از جنوب به دهستان شگمنآباد و الند ، از خاور به جيگ ، و از باختر به مرز ايران و تركيه محدود مىباشد .
- فرهنگ جغرافيايى ، ج 4 ، ص 154 .