تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5511

مساهمون:

ص٥٥١١

ذكر وقايع سنهء نهصد و هفده هجرى [ موافق سال نهصد و هفتم از رحلت خير البشر ] « 1 »

شاه اسماعيل در اين سال از هرات به عزم تسخير ماوراء النهر روانه شد به ميمنه « 2 » و فارياب « 3 » رفت . محمد تيمور سلطان ، ولد شيبك خان كه بعد از پدر در سمرقند حاكم شده بود و عبيد اللّه سلطان ، حاكم بخارا و جانى بيگ سلطان به يكديگر ملحق شده در مقام صلح شدند و ايلچيان نزد شاه اسماعيل آمده خواجه محمود را طلب نمودند . و خواجه محمود به آن طرف آب رفته قرارداد شد كه جيحون ميان قزلباش و اوزبك واسطه شد . و شاه اسماعيل مراجعت نموده ايالت اندخود و شبرغان و چچكتو و ميمنه و فارياب را به بيرام بيگ قرامانلو داد و اردوى بزرگ به قم آمده آنجا قشلاق اتفاق افتاد . و خواجه سيف الدين مظفر در اين ايام به مازندران رفته حكام آنجا آقا محمد [ روزافزون ] و امير عبد الكريم را به درگاه آورد . و مقرر شد كه سى هزار تومان - كه پانزده لك روپيه باشد - و اصل خزانه سازند . و خواجه مظفر نوبتى ديگر به تحصيلدارى اين مبلغ همراه آقا محمد و مير عبد الكريم به مازندران رفت .
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء « ق » : 917 . ( 2 ) . م : ميمند : ميمنه سر راه بلخ در دو منزلى طالقان است . در قرون وسطى آن را يهودان و يهوديّه مىگفتند و غالبا مركز جوزجان شمرده مىشد . مسلمانان اسم شهر را به ميمنه بدل كردند تا با مباركى و ميمنت همراه باشد . - لسترنج ، ص 450 . ( 3 ) . ق : ارباب . فارياب از جمله‌هاى شهرهاى مهم جوزجان در قرون وسطى است كه امروز از آن اسمى در نقشه وجود ندارد از آنچه كه در كتب مسالك ذكر شده چنين برمىآيد كه خرابه‌هاى آن در محلى است كه امروز آن را خيرآباد گويند . - لسترنج ، 451 .