و شاه اسماعيل در نواحى قم و ساوه و فراهان در آن ايام چهار مرتبه شكار جرگه طرح انداخت . مرتبهء اول بيست و شش هزار شكارى به قتل رسيد . و دفعهء دويم پنجاه و هفت هزار جانور « 1 » بىجان شد . و دو دفعهء آخر ده هزار و دوازده هزار صيد كشته شد . و خواجه مظفر در اين اوقات از مازندران معاودت نموده نصف مال را با حكام مازندران به درگاه آورد .
و احوال حضرت فردوس مكانى ظهير الدين محمد بابر پادشاه در اين سال اين است كه چون ميرزا خان از خراسان مراجعت نمود و شاه اسماعيل در مقام امداد درآمد ، آن حضرت متوجه حصار شده و يك مرتبه بىآنكه جنگ شود - چنان كه گذشت - مراجعت اتفاق افتاد .
و مرتبهء دويم چون آن حضرت به پل سنگين رسيد معلومش شد كه لشكر اوزبك بسيار است و صرفه در جنگ نيست . و اوزبكان نيز دانستند كه به آن حضرت لشكر بسيار همراه نيست ، لاجرم از پايان پل سنگين فارياب گذشتند . و اين خبر چون به آن حضرت رسيد ، كوچ كرده به طرف [ 644 ب ] آب دره كه جاهاى محكم دارد روان شد و تمام شب و نصف روز به تعجيل راندند ، تا به جايى رسيدند كه لايق جنگ دانستند . و نيمشب خبر رسيدن غنيم رسيد . تا صبح لشكريان تهيهء اسباب جنگ نمودند . و به وقت صبح ، پادشاه سوار شده بر بالاى پشتهاى مرتفع كه بجز يك راه به طرف مخالفان نداشت ، برآمد .
و اوزبكان به طرف هموارى صف آراستند ، بجز تيمور سلطان كه بر بالاى پشتهاى ديگر برآمد . و پادشاه ، ميرزا خان را در برابر تيمور سلطان بازداشت . و از هرطرف به قدر مقدور كوشش نمودند . اما چون راه تنگ بود ، اوزبكان را وصول به قول حضرت پادشاه ميسر نشد ، و روز به آخر رسيد . و جايى كه اوزبكان ايستاده بودند از آب دور بود . به داعيهء آنكه نزديك آب فرود آيند ، ارادهء برگشتن نمودند . جمعى از جوانان مردانه از قول پادشاه پياده شده از بلندى پايان آمدند و اوزبكان را تعاقب نمودند .
جمعى كه در برابر ميرزا خان ايستاده بودند ، ايشان نيز ارادهء معاودت نمودند . و مردم ميرزا خان مراجعت ايشان را حمل بر گريز نموده به يك بار حمله بردند . و اوزبكان چون عنان برگردانيده بودند ، ديگر خود را جمع نتوانستند كرد . هزيمت يافتند . و لشكر جغتاى به تعاقب روان شده بسيارى را به قتل آوردند . و حمزه سلطان و مهدى سلطان و ديگر سرداران را دستگير كرده به نظر حضرت پادشاه درآوردند . و به حكم آن حضرت همه به ياسا رسيدند . و
هامش
( 1 ) . روضة الصفويّه : « نوبت اول شانزده فرار نخجير و آهو و گور و مرتبهء ديگر پانزده هزار وحوش و سباع به قتل رسيد . »