تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5513

مساهمون:

ص٥٥١٣
تا نزديك حصار به ايلغار رفته و اوزبكان را مجال جمع آمدن ندادند . و در حصار از اطراف لشكر بسيار نزد حضرت فردوس مكانى جمع شده و قندوز و بغلان به تصرف درآمد . و شاه اسماعيل نيز احمد سلطان صوفى اغلان استاجلو و شاهرخ خان افشار را با جمعى كثير به كمك پادشاه فرستاد ، « 1 » و عدد لشكر آن حضرت به شصت هزار كس رسيد . از حصار گذشته به قرشى رسيدند . عبيد اللّه خان در قرشى متحصن شده صلاح در محاصره ندانسته به جانب بخارا روان شدند . و عبيد اللّه خان چون دانست كه بعد از فتح بخارا در قرشى نمىتواند بود ، از قرشى بيرون آمده عازم بخارا شد . و حضرت پادشاه خبر يافته به تعاقب او سوار شد . و يك شبانه‌روز او را تعاقب فرموده از حدود بخارا گذرانيد . و باقى سلاطين اوزبك كه در سمرقند بودند طاقت نياورده فرار نمودند . و آن حضرت به بخارا درآمد . و اوزبكان گريخته تمام به تركستان رفتند . و پادشاه ، لشكر قزلباش را كه به كمك آمده بودند معزز و محترم رخصت معاورت داد . و در نصف رجب نهصد و هفده آن حضرت به عظمت هرچه تمام‌تر به سمرقند درآمد ، و كابل و غزنين را به ناصر ميرزا مرحمت فرمود . و اندجان را در اين سال سعيد خان به استقلال متصرف بود . و مغولستان در تصرف منصور خان بود . و در كاشغر ميرزا ابا بكر حكومت مىكرد . و احوال مملكت روم در اين سال آن است كه چون سلطان سليم از پدرش شكست يافته به ولايت پسر گريخت ، به سلطان بايزيد خبر رسيد كه لشكر قزلباش به حدود ولايت او متعرّض مىشوند . سلطان بايزيد آن چنان كه بايد متوجه دفع قزلباشان نشده ، اين معنى بر خواطر امراى روم به غايت گران آمد . اكثر از وى جدا شده نزد سلطان سليم رفتند . و سلطان سليم به اتفاق امرا متوجه ، پايتخت پدر شد . و چون نزديك رسيد ، بقيهء امرا كه نزد سلطان بايزيد بودند ، او را تكليف كردند كه سلطان سليم را قايم مقام خود گردانيده گوشه‌نشينى كند . و در اواخر سنهء نهصد و هفده « 2 » سلطان سليم به استقلال پادشاه روم شد و پدرش هم در آن نزديكى فوت شد ؛ چه ، بعضى گويند كه مسموم شد . مدّت سلطنتش سى و سه سال بود . ملّا عبد الرحمان جامى سلسلة الذهب ، را به نام او نظم كرده است . و در مصر قانصورهء غورى حاكم بود .
هامش
( 1 ) . صاحب روضة الصّفويّه نتيجهء عزيمت نيروى كمكى شاه اسماعيل به بابر پادشاه را از قول محمد خان ايشيك آقاسى و امير نجم ثانى اين چنين گزارش مىكند : « نوّاب بابرى اكثر بلاد ماوراء النهر به امداد امراى عظام احمد بيگ صوفى اوغلى و شاهرخ سلطان افشار فتح نموده ، اما غرور و پندار او را بر مخالفت بعد از موافقت ترغيب فرموده سر از ربقهء اطاعت كشيده به خيال استقلال رايت عناد برافرازد . . . » ( ص 255 ) . ( 2 ) . م : سبع عشر و تسعمائه .