تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5482

مساهمون:

ص٥٤٨٢
و الياس بيگ يعقوب اغلان را كه شاه اسماعيل به حكومت رستمدار فرستاده بود ، به قتل آورده بود ، و بقية السيف آق‌قوينلو نيز بر او جمع شده بودند ، شاه اسماعيل در اواخر زمستان در دوازدهم رمضان نهصد و نه به قصد قلع و قمع او از قم بيرون آمد و از راه رى به پاى قلعهء گلخندان كه در دست مخالفان بود نزول فرمود ، و آن قلعه را قهرا قسرا گرفته به قتل‌عام حكم كرد . و در منتصف شوال قلعهء فيروز كوه را محاصره نمود و پانزده روز جنگ شد . و على كيا ، كوتوال قلعه ناچار به ملازمت آمد و به جان امان يافت . و از مردم قلعه هركس سپاهى بود ، كشته شد و رعايا خلاص شدند . و اردوى بزرگ به پاى قلعهء استا - كه حسين كياى چلاوى آنجا حصارى شده بود - نزول نمود . و حسين كيا نوبتى به قصد جنگ بيرون آمد و سزاى خود يافته به قلعه گريخت . و به واسطهء استحكام حصار ايّام محاصره يك ماه امتداد يافت . و در آخر ممرّ آب هبله‌رود را كه به قلعه درمىآمد ، گردانيدند . و بعد از سه روز از نايافتن آب ، حسين كيا با مراد بيگ جهانشاهلو كه به او پناه آورده بود ، بيرون آمدند . مراد بيگ را به آتش هلاك كردند ، و سپاه كينه‌خواه قزلباش گوشت او را خوردند . و حسين كيا را در قفس كردند . و او خود را در قفس كشت . و جثّهء او نيز سوخته شد . و تمام ساكنان استا به قتل رسيدند و قلعه خراب شد . در اين يورش قريب به سى هزار كس از مخالفان به قتل آمدند . و در ايام محاصرهء قلعهء استا ، محمد حسين ميرزا پسر سلطان حسين ميرزا بايقرا در استرآباد و سلطان حسن برادر كاركيا ميرزا على ، حاكم لاهيجان به درگاه آمدند . و بعد از فتح محمد حسين ميرزا در استرآباد استقلال يافت . و كاركيا حسن معزز و محترم رخصت انصراف يافت . و در محرم نهصد و ده « 1 » به ييلاق خرقان ، اكثر اوقات شاه اسماعيل صرف شكار شد . و در پاييز به اصفهان رفت . و كاركيا حسن چون به گيلان رسيد با برادر مخالفت كرد . و كيا فريدون ، وكيل كاركيا ميرزا على را به قتل آورد . و ميرزا على به ضرورت سلطنت را به او گذاشته انزوا اختيار كرد . و شاه اسماعيل هم در اين سال به دفع محمد كره « 2 » متوجه يزد شد ؛ چه ، به وقت فترت آق‌قوينلو سلطان احمد ساروى يزد را متصرف شده بود . و به وقت ظهور شاه اسماعيل ، يزد به حسين بيگ [ لله ] « 3 » تعلق گرفت . « 4 » و او شعيب نامى را به حكومت آنجا فرستاد . « 5 » و سلطان احمد
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و يك . ( 2 ) . خرقان : ديهى است از توابع بسطام . . . و تربت شيخ ابو الحسن خرقانى در آن - نزهة القلوب ، ص 201 . ( 3 ) . روضة الصّفويه : محمد كروهى . ( 4 ) . افزوده از روضة الصفويّه ( ص 180 ) . ( 5 ) . روضة الصّفويّه : « و آن جناب جوقه بيگ نامى را به داروغگى تعيين فرمود . »
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5482 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى