تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5453

مساهمون:

ص٥٤٥٣
خاطر گران كرد ، و به ميان اويماقات و هزارجات نواحى غزنين درآمد . و آن حضرت در اين سال عزيمت خراسان فرمود ؛ چه ، سلطان حسين ميرزا چون از قوى شدن شيبانى خان آگاه شد ، از تغافلى كه در باب او كرده بود ، پشيمان شده كسان به جمع فرزندان خود فرستاد و همه را طلب نمود كه به اتفاق به دفع اوزبكان متوجه شوند . و ايلچى به ملازمت آن حضرت [ 632 الف ] فرستاد كه « شيبك خان دشمن قديم است و دفع او موقوف به اتفاق است . » و آن حضرت ( چون به غايت مشتاق انتقام كشيدن از شيبك خان بود ) « 1 » بىتوقف متوجه خراسان شد . و شيبك خان در اين سال خوارزم را مسخر ساخته به سمرقند آمد . و احوال مملكت هندوستان در اين سنوات اين است كه چنان كه مذكور شد در دهلى - كه پايتخت اين مملكت است - سلطان بهلول پادشاه بود . ولايت جونپور را از سلطان حسين شرقى به جنگ گرفت و او را به بهار « 2 » گريزانيد و مروت كرده ديگر مزاحمت به حال او نرسانيد و پسر خود ، باريكشاه را به حكومت جونپور تعيين نمود و تا سنهء ثلاث و تسعين و ثمانمائه [ - 893 ] به حكومت مشغول بود . و چون به غايت معمر شده بود ولايات را بر فرزندان و امرا قسمت كرد : جونپور را - چنان كه مذكور شد - به باريك « 3 » داد و دهلى را به پسر ديگر خود به ميان نظام كه آخر به سلطان سكندر ملقب گشت ، داد . و اكثر پنجاب نيز در تصرف سكندر بود . و لره را و باسكير را بر مبارك خان نوخانى مسلم داشت . و بهرانج را به كالا بهار ، خواهرزادهء خود مرحمت كرد . و لكهنو را به احمد خان كه به اعظم همايون ملقب شد سپرده ، و حكومت كالپى را نامزد نبيرهء خود اعظم همايون بن بايزيد بن بهلول نمود . و بايزيد قبل از اين بر دست يكى از خواص كشته شده بود . و بدائون را به خان جهان كه از امراى معتبر بود داد و به نفس خود به نيت غير متوجه تسخير گواليار گشت و به اتاوه آمده لشكر به تاخت و تاراج آن ولايت تعيين نمود . و عمر خان سيرواتى صاحب اختيار ملك و مال سلطان بهلول شده بود ؛ چه ، به واسطهء پيرى سلطان بهلول را چندان شعورى نمانده بود . و اكثر امراى لودى كه به غايت قوى بودند بر آن شدند كه اعظم همايون را وليعهد سازند . و عمر خان به اتّفاق والدهء سلطان اسكندر در
هامش
( 1 ) . م : ( چون اشتياق انتقام كشيدن از شيبك خان داشت ) . ( 2 ) . بهار : ايالتى در شمال شرقى هند . كرسى آن پانتاست . از شمال به نپال ، از شرق به بنگال و پاكستان شرقى محدود است . بهار مهد آيين بوداست . و تاريخ آن با تاريخ بنگال مرتبط است . ( 3 ) . ق : تاريك .