تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5452

مساهمون:

ص٥٤٥٢
خود بر خسرو شاه كرد . و چون آن حضرت با او عهد كرده بود ، از خون او گذشته ، او را رخصت خراسان فرمود . و تمام لشكر و اموال و اسبابش به تصرف آن حضرت درآمد ، به غير زر نقد و جواهر و طلاآلات كه آن حضرت از كمال مروت به وقت رخصت حكم فرموده بود كه آنچه خسرو شاه روانه برداشت از اموال خود بردارد و كسى مزاحمت نرساند . و خسرو شاه سه چهار قطار شتر زر و امتعهء نفيسه همراه خود برد . و همهء احوال خسرو شاه به جاى خود مذكور شد . و حضرت فردوس مكانى را چون لشكرى چنين همراه شد ، عزيمت كابل فرمود . و كابل به موجب حكم سلطان ابو سعيد خان در تصرف ميرزا الغ بيگ بود . و بعد از فوت الغ بيگ در شهور سنهء نهصد و هفت « 1 » ميرزا عبد الرزاق به جاى پدر حاكم شد و به واسطهء صغر سن شاهزاده ، امرا و اركان دولت با يكديگر در مقام نزاع شدند و شير مرزكه « 2 » نامى صاحب اختيار شد . و ديگر امرا به اتفاق در روز عيد اضحى او را به قتل آوردند . و احوال كابليان به غايت پريشانى رسيد . و محمد مقيم ، پسر خرد ذو النّون ارغون كه در گرمسير حاكم بود ، اين خبر شنيده در اواخر سنهء ثمان و تسعمائه [ - 908 ] با لشكر هزاره و نكودرى متوجه كابل شد . و ميرزا عبد الرزاق طاقت جنگ نياورده به ميان افغانان به نواحى لمغان گريخت و كابل به تصرف محمد مقيم درآمد و دختر ميرزا الغ بيگ را محمد مقيم به نكاح درآورده و مستقل شد . و حضرت فردوس مكانى با لشكر خسرو شاه متوجه كابل شد و محمد مقيم طاقت نياورده و حصارى شد و بعد از چند روز با مال بيرون آمده قلعه را تسليم نمود . و آن حضرت او را خوشدل به ولايت خود رخصت فرمود و كابل به تصرف آن حضرت درآمد . و در سنهء نهصد و يازده « 3 » قريب يك ماه هرروز در كابل زلزله مىشد و اكثر عمارات بدين جهت ويران شد و آن حضرت بار ديگر آن ولايت را به حال عمارت آورد . و در محرم همين سال قتلغ نگار خانيم ، والدهء حضرت فردوس مكانى بىحضور شده بعد از شش روز به رحمت حق پيوست . و آن حضرت بعد از مراسم تعزيت به جانب قلات « 4 » لشكر كشيد و آن قلعه را از مردم ارغون گرفت و به كابل معاودت نمود . و در اين سال به قشلاقات هزارجات ايلغار فرموده ، بعد از تأديب ايشان به مستقر جلال خود رجعت نمود و غزنين را به جهانگير ميرزا مرحمت فرمود . و جهانگير ميرزا مدتى آنجا بود ، و به واسطهء بىحضورى آن حضرت به كابل به عيادت آمد . و به واسطهء اعداى فتنه‌انگيزان
هامش
( 1 ) . م : سبع و تسعمائه . ( 2 ) . م : شيرم زكه . ( 3 ) . م : سنهء احدى عشر و تسعمائه . ( 4 ) . م : قلاب .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5452 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى