تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5450

مساهمون:

ص٥٤٥٠
طريق فريب به اين طرف به جنگ آمده بودند و در آن طرف نردبان‌ها آماده نموده بودند ، به قلعه برآمدند . و دلاوران لشكر ظفر اثر مطلع شده به طرف ايشان متوجه شدند و به ضرب راست اوزبكان را كه به قلعه درآمده بودند ، از قلعه بيرون كردند . و قوچ بيگ اينجا نيز آنچه نهايت شجاعت بود به جاى آورد و از اقران و امثال امتياز يافت . و ايام محاصره امتداد يافت و غله ناياب شد . و آنچه در قلعه از حيوانات بود به كار رفت ، مثل سگ و گربه . و از هيچ طرف اميد كمك و مددى نبود ؛ چه ، سلطان محمود خان كه گاهى كمك آن حضرت مىكرد ، در اين وقت با تنبل روبه‌رو شده بود كارى نساخت . و به وقت مقابلهء ارس كه آثار بيدلى از خان ظاهر مىشد ، احمد بيگ نامى به او گفته بود كه « چشم خان از تنبل اگر ترسيده است ، چشم خود را بسته روبه‌رو شود . » و سلطان حسين ميرزا خود ايلچيان به شيبك خان مىفرستاد . لاجرم در اوايل سنهء نهصد و هفت « 1 » كه كار مردم قلعه به اضطرار رسيده بود و يك‌يك و دودو خود را از برج و بارو انداخته به مخالفان ملحق مىشدند ، آن حضرت با صد كس از خواص نيم‌شب از دروازهء سمرقند بيرون آمده به طرف تاشكند روان شد . در آن شب تاريك راه غلط كرده تا صبح به هزار سعى سه چهار فرسخ رفته شد و روز ديگر به جانب مقصد روان شده به تاشكند نزد سلطان محمود خان رفت و ماوراء النهر به تصرف شيبانى خانى درآمد . و سلطان محمود خان مقدم آن حضرت را گرامى داشته آنچهء وظيفهء مهماندارى بود به تقديم رسانيد . امّا به وقت وداع اراسه « 2 » را به آن حضرت داد . و ميرزا محمد حسين گوركان كه حاكم بود ، به اشارت خان « 3 » جرجان اراسه « 2 » را به آن حضرت نداد . و پادشاه به دكلت از مواضع كوهپايهء اراسه « 2 » را به آن حضرت داده و محمد حسين آمده توقف فرمود و چند مردم اوزبكان به تاخت به آن ولايت آمده توقف نمودند و چون اوقات سپاهيان . . . آن حضرت به صعوبت مىگذشت بار ديگر به تاشكند نزد سلطان محمود خان رفت و مدّتى در آن ولايت گذرانيد . و آخر الأمر سلطان محمود خان و سلطان احمد خان به كمك آن حضرت روان شده به ولايت فرغانه درآمدند . و تنبل نيز لشكرى جمع آورده به ايشان مقابل شد . و خوانين مغول لشكرى به حضرت فردوس مكانى همراه نموده به طرف اوش فرستادند . و آن حضرت اوش را مسخر ساخت . و مردم اوزكند نيز اظهار اطاعت آن حضرت نمودند . و مردم مرغينان نيز حاكم خود را بيرون كرده مطيع پادشاه شدند . و تنبل طاقت مقاومت خوانين مغول نياورده به وقتى كه حضرت فردوس مكانى به عزيمت تسخير اندجان متوجه شده بود ، از مقابلهء خوانين به طرف
هامش
( 1 ) . م : سبع و تسعمائه . ( 2 ) . ق : اوراتپه . ( 3 ) . م : + نامى .