وسيلهء ناصر الدين عبد اللّه صلح شد و تاشكند را به يونس خان دادند و لشكر مراجعت نمودند .
و يونس خان در تاشكند بعد از دو سال كه مفلوج بود ، فوت شد . و هفتاد و چهار سال « 1 » عمر داشت . بعد از او سلطان محمود خان در آن الوس حاكم شد .
و ميرزا عمر شيخ در مقام استخلاص تاشكند شد ، و يكى از قلاع آن مملكت را گرفته به جمعى از معتبران خود سپرد . و سلطان محمود خان متوجه آن قلعه شده به جنگ مسخر ساخت و اكثر مردم حصار به قتل رسيدند . و سلطان محمود خان قوى شد . و ميرزا عمر شيخ به ميرزا سلطان احمد نوشت كه « تاشكند را بىجهت [ 627 ب ] به مغولان دادند . » و ميرزا سلطان احمد با لشكر ماوراء النهر متوجه تاشكند شد . و در آن وقت شيبك خان كه پسر شاه بداق « 2 » اغلان بن ابو الخير خان است ، به واسطهء مخالفت برادران گريخته به ماوراء النهر آمده بود ، و نوكر مير عبد العلى شده كه از امراى سلطان احمد بود . و شب كس فرستاده به سلطان محمود اظهار اخلاص كرد و با يكديگر تنها ملاقات كردند . و مقرر شد كه روز ديگر به وقت جنگ سلطان محمود خان به نفس خود متوجه مير عبد العلى شود و شيبك خان چشم از حقوق ميرزا سلطان احمد پوشيده ، از عقب لشكر درآيد .
به موجب مقرر به وقت جنگ ، شيبك خان با سيصد كس خود به تاراج اسباب سلطان احمد ميرزا مشغول شد و رنود و اوباش با او متفق شدند . بدين جهت شكست بر لشكر ماوراء النهر افتاد و اكثر لشكر جغتاى در آب جر - كه نزديك جنگگاه بود - غرق شدند و ميرزا پريشان و بىسامان به سمرقند گريخت . و به وسيلهء خواجه عبد اللّه ميان سلطان محمود خان و ميرزا سلطان احمد صلح شد . و قراگوز بيگم را به خان دادند .
و سلطان محمود خان را بعد از اين جنگ در نظرها اعتبار ديگر پيدا شد . و قبل از صلح به ميرزا سلطان احمد ، تركستان را از محمد مزيد ترخان كه طغايى ميرزا سلطان احمد بود ، گرفت و آن ولايت را به واسطهء نيكوخدمتى ، شيبك خان به او داد . و بدين جهت ميان گراى خان و جانى بيگ خان و قزاق « 3 » سلطان و سلطان محمود خان - كه دوستى قديم بود - نزاع شد ؛ چه ، ميان ايشان و شيبك خان دشمنى بود ، و باز به اين واسطه ميان سلطان محمود خان و قزاق خان جنگ شد و هردو مرتبه سلطان محمود خان شكست يافت .
و در اين اثنا عمر شيخ ميرزا در سنهء هشتصد و نود و نه « 4 » به روز دوشنبه چهارم شهر رمضان از بالاى باجهء كبوترخانه درافتاد ؛ چه ، اخسى [ ى ] كه پاىتخت آن حضرت بود ، بر كنار
هامش
( 1 ) . م : هفتاد سال .
( 2 ) . ق : بداغ ؛ تصحيح براساس متن احسن التواريخ .
( 3 ) . ق : اتر .
( 4 ) . م : تسع و تسعين و ثمانمائه .