تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5435

مساهمون:

ص٥٤٣٥
چون امرا ميرزا محمد حيدر ) « 1 » را تحريك تأديب ميرزا ابا بكر مىنمودند ، مادرش مانع مىشد و رفته‌رفته ميرزا ابا بكر قوى مىشد . و مادر ميرزا ابا بكر چون امرا را بر دفع پسرش متفق ساخت ، چندان حيله كرد كه ميرزا محمد حيدر اكثر آن جماعت را اخراج نمود . و چون امراى معتبر ميرزا محمد حيدر برافتادند ، ميرزا ابا بكر شروع در تاخت و تاراج حدود كاشغر كرد . و ميرزا محمد حيدر چون ديد كه كار از دست مىرود ، با سى هزار سوار بر سر ميرزا ابا بكر رفت . و ميرزا ابا بكر با سه هزار كس كه اكثر مردم معتبر الوس مغول بودند ، با او جنگ كرد و ظفر يافت . و محمد حيدر ميرزا پريشان و بىسامان به كاشغر روان شد و از يونس خان كمك طلبيد . و او با پانزده هزار كس به كمك آمد . و ميرزا ابا بكر باز جنگ كرده يونس خان را با محمد حيدر ميرزا شكست داد و به غايت قوى شد . و يونس خان به مغولستان رفته بار ديگر با لشكر بسيار به اتفاق محمد حيدر ميرزا بر سر ميرزا ابا بكر رفت . و ميرزا ابا بكر نخست قلعه‌گى شد و به وقت فرصت بيرون آمده بار ديگر ظفر يافت . و محمد حيدر ميرزا ديگر در كاشغر توقف نتوانست كرد و با يونس خان به مغولستان گريخت . و سلطان محمود خان ، پسر يونس خان كه پدر او را در مغولستان گذاشته بود و در آن مملكت مستقل شده بود ، با پدر به غايت نيكو سلوك كرد . و يونس خان زمستان به آق‌سو قشلاق كرد و به وقت ييلاق چون متوجه مغولستان شد ، ميرزا محمد حيدر با جمعى متفق شده سلطان احمد خان ، پسر خرد يونس خان را از پدر جدا كرده به آق‌سو درآوردند و اظهار مخالفت يونس خان نمودند و يونس خان از منزل اول مراجعت كرده آق‌سو را به جنگ بگرفت . و گناه پسر و ميرزا محمد حيدر را عفو كرد . و عمر شيخ ميرزا در آن ايّام ولايت اوش « 2 » را به تقريبى به يونس خان داد . و يونس آن ملك را به محمد حيدر ميرزا عنايت كرد . و بعد از اندك فرصتى ميرزا عمر شيخ ، محمد حيدر ميرزا را از اوش بيرون كرده و بار ديگر ميرزا عمر شيخ به جهت مصلحت ملك ، يونس خان را به كمك طلبيده سيرام را از ولايت تاشكند به او داد . و يونس خان به سيرام متوجه شد . و مغولان كه دشمن شهر بودند ، در اين وقت احمد خان ، پسر يونس خان را از پدر جدا كرده به مغولستان بردند و يونس خان به مصلحت وقت تغافل كرد و سلطان احمد خان در مغولستان صاحب اختيار شد ( . و يونس خان در سيرام چندگاه توقف نمود . ) « 3 » ميرزا سلطان احمد حاكم ماوراء النهر بار ديگر به قصد ميرزا عمر شيخ متوجه اندجان شد و يونس خان به كمك ميرزا عمر شيخ آمد و هرسه لشكر به يكديگر نزديك رسيدند . آخر به
هامش
( 1 ) . ق مطلب ميان ( ) را ندارد . ( 2 ) . ق : اوشى . اوش شهرى در نواحى فرغانه . ( 3 ) . م : ندارد .