تيمور نامى را رعايت بسيار كرد و ديگر امرا [ 626 الف ] طاقت نياورده در حضور خان او را به قتل آوردند و هريك به گوشهاى رفتند . و خان نيز فرار نموده مير سيد على كه در آن اوقات كاشغر را كه ميرزا الغ بيگ از مغولان گرفته بود و به حاجى محمد شايسته سپرده ، از حاجى محمد به جنگ گرفت . و در آن جنگ بسيارى از لشكر جغتاى به قتل رسيدند . و در كاشغر از فرار خان و تفرقهء امرا اطلاع يافته به تفحص بسيار خان را پيدا كرده و به آقسو برد و بار ديگر او را به سلطنت رسانيد .
و مير محمد شاه ، پسر امير خدايداد نيز نزد خان آمد و رونقى در مهمات ايسن بوغا خان پيدا شد . و دو مرتبه تاخت به ولايت ماوراء النّهر برد . و ميرزا سلطان ابو سعيد كه در آن اوقات پادشاه آن ولايت بود ، به قصد ايشان به تركستان آمد و مغولان بىجنگ فرار نمودند . اما چون پادشاه مراجعت نمود ، ديگر باره در مقام دستانداز « 1 » به مردم سرحدّ شدند .
و ميرزا سلطان ابو سعيد عزيمت جنگ تركمانان داشت . بنابرآن با خواص و امرا مشورت كرده يونس خان را از شيراز طلب نمود و او را با لشكر بسيار و اسباب سلطنت به مغولستان فرستاد . و چون يونس خان به ميان مملكت موروثى درآمد از هرطرف جمعى نزد او رفتند و او قصد كاشغر كرد . و مير سيد على كه به غايت مست شده بود ، قلعهگى شد و ايسن بوغا به كمك آمده و بعد از جنگ يونس خان شكست يافت و بار ديگر به خراسان گريخت و از غايت پريشانى به وقت ملاقات ميرزا سلطان ابو سعيد ، نويان قلى « 2 » نام جوانى را كه خدمت نزديك او مىكرد ، به رسم غلامان پيشكش پادشاه كرد . و پادشاه بار ديگر او را به لشكر كمك و امداد نموده به ولايت مغولستان فرستاد . و به وقت روان شدن يونس خان ، نويان قلى در گريه شد . پادشاه ايران و توران از سبب گريه سئوال كرد . و نويان قلى حقيقت حال خود به عرض رسانيد و پادشاه بر او رحم كرده اسباب سفرش را مهيّا كرد و به ولايت خويش رخصت فرمود . و چون يونس خان بار ديگر به ولايت مغولستان درآمد ، مردم متفرق از هرطرف نزد او آمدند . و مير سيد على در آن ايام فوت شد و يونس خان فى الجمله قوى گشت .
و در سنهء هشتصد و شصت و شش « 3 » ايسن بوغا خان وفات يافت و دوست محمد خان ، پسرش به جاى او خان شد و در كاشغر ميان فرزندان امير سيد على ، سانسر ميرزا و محمد حيدر ميرزا نزاع شد ، سانسر ميرزا به يونس خان التجا برد و محمد حيدر ميرزا به دوست محمد خان پناه آورد . چون يونس خان نزديك بود ، محمد حيدر ميرزا در كاشغر نتوانست بود ، به آقسو گريخت و سانسر ميرزا در كاشغر مستقل شد . و بعد از چندگاه در
هامش
( 1 ) . م : تعدّى .
( 2 ) . م : نريان قلى .
( 3 ) . م : ست و ستّين و ثمانمائه .