كافى بود . ديگر هلالى بود . ديگر اهلى خراسانى بود . و مولانا سلطانعلى مشهدى خوشنويس و غلام شادى مصنف ميرزا معاصر بودند .
تا اينجا ترجمهء كلام درر نظام حضرت فردوس مكانى است .
[ وقايع ماوراء النّهر ]
امّا احوال ممالك ماوراء النّهر در اين سنوات اين است كه بعد از واقعهء قراباغ ارّان و شهادت سلطان ابو سعيد ، سلطان احمد ميرزا در سمرقند و بخارا پادشاه شد . در سنهء هشتصد و نود و نه در سن چهل و چهار سالگى « 1 » فوت شد . سلطان احمد ميرزا ، پسر بزرگ ميرزا سلطان ابو سعيد بود . در هشتصد و پنجاه و پنج از دختر « 2 » بوغا خان متولد شده بود . و او شاهى بود در كمال حيا و ادب و درست عهد و درستگوى . هرگز خلافى ازو ظاهر نشد . به غايت شجاع بود و تير را خوب مىانداخت . اكثر اوقات تير به شكار مىرسانيد . به شكار و جانور شكارى ميل بسيار داشت . از غايت حيا در خلوت [ مى ] نشست [ و ] پاى خود را از محرمان پوشيده مىداشت .
فى الجمله ممسك و بخيل بود .
امرا به وقت او صاحب اختيار بودند . چهار جنگ در ايام سلطنت كرد . اول شيخ جمال ارغون ، برادر نعمت ارغون را شكست داده و با عمر شيخ ميرزا ، برادر خود نيز جنگ كرده غالب آمد . و با سلطان محمود خان در نواحى تاشكند و در پاى جسر جنگ كرده مغلوب شد .
و اكثر مردمش در درياى جبر « 3 » غرق شدند . و با حيدر كوكلتاش در نواحى بار ييلاق جنگ كرده مظفر شد .
از او دو پسر شد و در طفلى فوت شد [ ند ] . پنج دختر داشت : قراگوز بيگم ، صالحه سلطان بيگم ، عايشه سلطان بيگم سلطان . . . بيگم ، معصوم سلطان بيگم . سمرقند و بخارا پدر به او داده بود ، و تاشكند و شاهرخيه و سيرام را خود به تصرف درآورد . و تاشكند و سيرام را به ميرزا عمر شيخ ، برادر خود داد .
و بعد از فوت سلطان احمد ميرزا ، امرا اتفاق كرده سلطان محمود ميرزا را طلب نمودند . و ملك محمد ميرزا ، پسر منوچهر ميرزا كه برادر بزرگ ميرزا سلطان ابو سعيد بود ، به دغدغهء سلطنت ، جمعى از رنود و اوباش را به خود همراه ساخت و كارى نساخت ، و با همراهان به قتل رسيد . و سلطان محمود ميرزا بىتوقف به سمرقند آمد و پادشاه شد .
و سلطان محمود ميرزا به فسق و فجور مايل بود و نوكرانش نيز هميشه به اين كار مشغول
هامش
( 1 ) . م : چهل سالگى .
( 2 ) . م : + آورده .
( 3 ) . ق : بىنقطه .