تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5421

مساهمون:

ص٥٤٢١
بودند . چنان كه يكى از نوكران خسرو شاه كه نوكر ميرزا سلطان محمود بود ، زن يكى را كشيد . و شوهر زن نزد خسرو شاه به شكايت رفت . خسرو شاه پرسيد كه « چند سال اين زن به تو همراه بود ؟ » آن مسكين جواب داد كه « چند سال . » خسرو شاه گفت كه « خوب سال‌ها به تو همراه بود . اگر چند روز پيش او هم باشد ، قصورى ندارد . » و بعد از پنج شش ماه اثر دعاى مظلومان اثر كرده ميرزا سلطان محمود در ماه ربيع الآخر سنهء تسعمائه [ - 900 ] بىحضور شد و در شش روز از عالم گذشت . چهل و سه سال عمر يافت . نماز را ترك نمىكرد . و علم سياق نيكو مىنوشت . بر جميع مداخل و مخارج ملك مطلع بود و نوكران را به غايت نيكو نگاه مىداشت . دو مرتبه با سلطان حسين ميرزا جنگ كرد . اول در استرآباد . دويم در نواحى اندخود . و هردو مرتبه شكست يافت . و بعد از واقعهء پدرش به خراسان آمد و مردم خراسان - چنان كه گذشت - به هواخواهى ميرزا سلطان حسين او را از هرات بيرون كردند . ناچار به سمرقند رفت و چند ماه نزد برادر بود . آخر به اتفاق احمد مشتاق و سيد بدر و خسرو شاه گريخت و به حصار نزد قنبر على بيگ رفت و حاكم آن ناحيت شد و برند و چغانيان و حصار و جيلان و قندز و بدخشان را متصرف شد . و بعد از فوت برادر حكومت ماوراء النهر يافت . و پنج پسر و يازده دختر داشت . سلطان مسعود ميرزا ، بايسنقر ميرزا ، سلطانعلى ميرزا ، سلطان حسين ميرزا در زمان پدر فوت شد . سلطان اويس ميرزا « 1 » كه به خان ميرزا مشهور است . نام شش دختر معلوم است « 2 » : بيكه بيگم ، آقا بيگم ، زينب سلطان بيگم ، مخدومه سلطان بيگم ، دخت سلطان و محبّ سلطان . و بعد از فوت سلطان محمود ميرزا ، خسرو شاه اراده نمود كه اين واقعه را مخفى داشته بر سمرقنديان دست‌انداز [ ى ] كند . و اين واقعه پنهان نمانده ، سپاهى و رعيت هجوم كرده متوجه خسرو شاه شد . احمد حاجى بيگ و امرا ترخانى در ميان آمده خسرو شاه را خلاص كردند و به حصار فرستادند . و سلطان محمود ميرزا در ايام حيات خود ، سلطان مسعود ميرزا را كه پسر بزرگ او بود ، به حصار فرستاده بود و بايسنقر ميرزا [ 623 ب ] به حكومت بخارا نامزد شده بود و هردو در محل حكومت خود بودند . امرا كس فرستاده بايسنقر ميرزا را به سمرقند آوردند و در هيجده سالگى به سلطنت برداشتند . و در همان اوقات سلطان محمود خان مغول به تحريك سلطان حيدر برلاس و بعضى از سمرقنديان متوجه سمرقند شد و ميرزا بايسنقر به جنگ بيرون آمد . و چون لشكرها مقابل شدند ، حيدر كوكلتاش كه ركن ركين لشكر مغول بود ، در مقدمه از اسب
هامش
( 1 ) . م : + كه . ( 2 ) . ق : نيست .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5421 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى